پارسی پدیا- توهین به ایران و ایرانی توسط عراقی ها ... قسمت چندم

تاریخ: سه شنبه 14 دی 1389 ساعت: 16:48 بازدید: 290 نویسنده: Mehrdad-p70

سلام دوستان

آقا ما هی می گیم برادران مسلمان و برادری و ..............

خدایی چیزی هم کم نگذاشتیم اما ..........................

حالا منظورم از این حرف ها چیه؟ ؟  ؟

اول خبر زیر را بخونید .... بعدم ادامه مطلب را ....

 

خبرگزاری پارس فوتبال :

11:59:00 pm - 1389/ 10/ 13 : در تاريخ

گفت و گوي عجيب هادي عقيلي : عراقي ها با نشان دادن انگشت شصت خواهان نابودي ايران شدند!/ آنها برادرهاي ما نيستند.

چرا عجیب به هر حال ما ایرانی ها غیرت داریم ....


خبرگزاری پارس فوتبال :

11:59:00 pm - 1389/ 10/ 13 : در تاريخ

گفت و گوي عجيب هادي عقيلي : عراقي ها با نشان دادن انگشت شصت خواهان نابودي ايران شدند!/ آنها برادرهاي ما نيستند.

چرا عجیب به هر حال ما ایرانی ها غیرت داریم ....

 

هادي عقيلي جزء آن دسته از فوتباليست هايي است كه ارتباط محدودي با رسانه ها دارد اما مصاحبه هايش معممولا جالب وحاوي نكات قابل توجهي است. پس از بازگشت تيم ملي از اردوي قطر گفت و گويي را با اين مدافع انجام داديم و عقيلي حرفهايي زد كه خواندن آن در نوع خودش جالب است. مصاحبه اختصاصي عقيلي را   مي خوانيد:

 اردوي قطر چطور بود؟

در روزهايي كه در قطر حضور داشتيم تيم هايي مثل عراق و چين هم در اين كشور اردو برپا كردند. فكر مي كنم اردوي بسيار خوبي بود و در آستانه جام ملت هاي آسيا بايد اين اردو برگزار مي شد.

در مورد بازي دوستانه مقابل قطر صحبت كن

تيم ما به اندازه كافي براي انجام تمرينات بدنسازي و پرفشار زمان نداشت به همين دليل قبل از اين بازي تمرين پرفشاري را انجام داديم و بازيكنان خسته بودند اما مقابل آنگولا خيلي خوب بازي كرديم.من فكر مي كنم هر دو بازي به درد تيم ملي خورد.

ولي ما مقابل تيم دوم آنگولا بازي كرديم؟

 اگر تيم ما هم دو بازيكن خودش را در اختيار نداشته باشد پس حتما بايد بگوييم كه اين تيم اصلي ايران نيست. آنها تيم ملي آنگولا بودند و فرقي نداشت كه چند بازيكن را در اختيار نداشتند.

 ولي اين ديگر عادت شده كه ما با تيم هاي دوم يك كشور بازي كنيم؟

آنگولا تيم بدي نبود

 از جوي كه در حال حاضر در ايران در مورد تيم ملي وجود دارد مطلع هستي؟

خير. من در اين چند روز دور از ايران بودم و اطلاع دقيقي ندارم.

 خيلي كم پيش آمده كه مربيان، كارشناسان و خيلي ديگر از فوتبالي ها با قاطعيت از موفقيت ايران حرف بزنند. در اكثر مصاحبه ها نوعي نگراني يا نااميدي وجود دارد. به نظر تو چرا چنين جوي بوجود آمده؟

در دوره هاي قبل خيلي از تيم ها كه روي آنها حساب باز مي شد نتيجه نگرفتند و كارها برعكس شد. هيچ كس انتظار نداشت تيم ملي عراق در دوره قبل و آن هم در شرايطي كه به تيم دوم ايران باخته بود قهرمان شود اما آنها در نهايت اول شدند. البته به نظر من عراق با خوش شانسي قهرمان شد و روي دو يا سه بازيكن تيمش تكيه كرده بود.

نگفتي چرا جو اميدواركننده اي وجود ندارد؟

خيلي وقت است كه در فوتبال ايران شاهد چنين جوي هستيم. نسل تيم ملي تغيير كرده و مردم در حال حاضر خيلي از بازيكنان تيم ملي را نمي شناسند. در گذشته تيم ملي از ل‍ژيونرها تشكيل مي شد كه خيلي از آنها سرشناس بودند و مردم به آنها عشق مي ورزيدند اما الان تنها چيزي كه داريم فقط يك تيم است. ايران الان به فرد خاصي تكيه ندارد و ما يك تيم هماهنگ هستيم.

فكر مي كني در قطر چه اتفاقاتي براي تيم ملي بيفتد؟

انتقادها به بازيكنانمان انگيزه مي دهد و ما خيلي اميدواريم اما اتفاقات اصلا قابل پيش بيني نيستند.

دوست داري اگر قرار باشد به فينال برويم تا رسيدن به بازي پايان با چه تيمي روبرو نشويم؟

ما از هيچ تيمي هراس نداريم. من خودم خيلي دوست داشتم كه با عراق بازي كنيم و خوشبختانه اين اتفاق خواهد افتاد.

 چرا عراق؟

برخلاف اين كه مي گويند آنها برادران ما هستند من اين حرف را قبول ندارم. در تورنمنت غرب آسيا وقتي با اين تيم روبرو شديم هواداران عراق هنگام خواندن سرود ايران به ما توهين كردند. آنها هنگام پخش سرود ايران انگشت شصت خود را رو به پايين گرفتند و با اين حركت خواهان نابودي ايران شدند. آنها هو مي كردند و سوت مي زدند و من آن صحنه را هيچ وقت فراموش نخواهم كرد.

مطمئني تماشاگران عراق بودند؟

 بله، همه آن صحنه ها را ديدند و حتي آقاي منصوريان هم نسبت به آن مسائل واكنش نشان داد

 خيلي ها از بي نظمي بازيكنان عراقي در فوتبال ايران ناراحت هستند . نظر تو چيست؟

در اين سالها بازيكنان خوبي به ايران آمدند اما به خاطر همين مسائل تعداد آنها كم شد.

به نظر تو تيم ملي قهرمان مي شود؟

 فوتبال قابل پيش بيني نيست اما ما تمام توان خود را به خرج مي دهيم .

نكونام گفته تيم دوره قبلي از اين تيم قوي تر بود.نظر تو چيست؟

 آن تيم بازيكنان با تجربه اي را در اختيار داشت و ل‍ژيونرهاي زيادي داشتيم اما همان طور كه گفتم ما تيم هماهنگي هستيم.

 

.................................................................................................................................................

 

به جان خودم نمی دونم چی بگم از کجا بگم درسته بگم یا نه ...... هی آدم را عصبی می کنن

 

از نامردی هایی که در حق حضرت علی (ع) کردند بگم .... همه می دونیم

از ماجرای کوفیان و نامه های ارسال شده به امام حسین (ع) بگم .... بگم که حتی نتوانستند (شاید لیاقت نداشتند) مهمان نوازی بکنند..

......................

کوفه در بستر زمان

 

هرگاه از کوفه و مردمانش سخن به میان می آید، هزاران طعن و نفرین به آنها نثار می شود. چنان بی وفایی آنان بر سر زبان هاست که هرگاه کسی از بی وفایی و عدم تعهّد، شکوه کند؛ کوفه و مردمان آن را شاهد می آورد.

 

آیا چنین برداشتی از مردم کوفه، خصوصاً از شیعیان آن صحیح است؟!

 

آیا شیعیان کوفه در مقابل امام حسین علیه السلام ایستادند یا طمعکاران و اشراف زادگان پیرو آل ابوسفیان؟

 

شیخ مفید قدس سره هنگام بررسی گروه های اجتماعی مردم کوفه، اشراف زادگان را ذکر نکرده است ولی به جای آن، سه گروه «طمعکاران»، «عوام» و «قبیله گرایان» را اضافه نموده است.(1)

 

بشنوید از مختار: من غربت و تنهایی پدرش علی را دیده ام. وقتی کوفیان با شمشیرهای آخته به خیمه اش ریختند و قصد جانش را کردند. تو به قدر من عراق عرب را نمی شناسی کیان. معاویه و عمروعاص بر اشتر جهل کوفیان سوارند.آن ها بازی را در صفین بردند.عراق ، روزی فتح شد که قرآن های مکر عمروعاص برنیزه رفتند ... (قسمتی از متن سکانس 5 مختارنامه) ... آری مختار عراق آن موقع مرد ... بهتر است بگویم عراقی ها با همین کارها خودکشی کردند.

 

........... نهم ذی الحجه

 

   مسلم در اندیشه مولایش بود که اکنون رهسپار کوفه گردیده و به سوی شهادت هجرت می کند که خواب چشمانش را فراگرفت «الوحا الوحا الاعجل العجل » بشتاب بشتاب عجله کن عجله کن آری عمویش  علی ابن ابی طالب علیه السلام را در خواب دید که او را به سوی جنان دعوت می نمود.(2) پسر ناخلف طوعه مخفیگاه مسلم را به ماموران ابن زیاد گزارش داده و خانه طوعه در محاصره یزیدیان است و دیگر جایی برای درنگ نبود . در نبردی نابرابر،  و در میان بارش سنگ و نیزه و آتش از پشت بام های کوفیان بدعهد ، سرانجام یل حیدری از پای در آمد و اسیر ماموران یزیدی گردید و او را با صورت خونین و لباس رزم صد پاره کشان کشان تا دارالاماره بردند لبانش از تشنگی خشکیده بود و آب طلبید اما هنگامی که آب به او دادند ظرف آب از خون لبانش رنگین شد ظرف دیگری آوردند این بار نیز دندان های جلویش درون ظرف آب افتاد و در این هنگام دانست که باید با لبان تشنه به دیار محبوب هجرت کند از این رو فرمود «الحمدالله لو کان لی من الرزق المقسوم لشربته» سپاس خدایی را که اگر بهره ای از این آب داشتم از آن می نوشیدم (3) از فراز قصر، مسلم به دور دست می نگریست کسی نمی دانست به کجا می نگرد ولی شاید صحرای عرفات را می دید  آنجا که مولایش در حال راز و نیاز با معبود بود.

 

مسلم در اندیشه مولایش بود که اکنون رهسپار کوفه گردیده و به سوی شهادت هجرت می کند که خواب چشمانش را فراگرفت «الوحا الوحا الاعجل العجل » بشتاب بشتاب عجله کن عجله کن آری عمویش  علی ابن ابی طالب علیه السلام را در خواب دید که او را به سوی جنان دعوت می نمود.

 

اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی أَخْشَاكَ كَأَنِّی أَرَاكَ وَ أَسْعِدْنِی بِتَقْوَاكَ وَ لاَ تُشْقِنِی بِمَعْصِیَتِكَ ‏

 

اى خدا به من آن مقام ترس و خشیت از جلال و عظمتت را عطا كن كه گویا تو را می بینم و مرا به تقوى و طاعتت سعادت بخش و به عصیانت شقاوتمند مگردان (فرازی از مناجات عرفه امام حسین (علیه السلام) )

 

سرانجام با ضربه جلاد شامی سر مبارک سفیر حسین از پیکرش جدا گردید و بدن مبارکش از فراز بام قصر به زیر افکنده شد (4)  

 

سلام و رحمت خداوند تعالی ونیز سلام فرشتگان مقرب و پیامبران مرسل و امامان برگزیده او و سلام بندگان شایسته پروردگار و همه شهیدان و صدیقان و پاک سرشتان آفرینش،در بامداد و پسین برتو باد ای مسلم ابن عقیل ابن ابیطالب (مفاتیح الجنان-زیارت حضرت مسلم)

 

کوفه و شکست های جبران ناپذیر (تقصیر خودشونه دیگه همین کارها را می کنن)

 

نمی توان نادیده گرفت که کوفیان از ویژگی هایی چون: «عجول بودن»، «زود رنج بودن»، «سرکش بودن» و «زود قانع شدن»4 برخوردار بودند. این ویژگی ها باعث شده بود تا آنها صدمات و شکست های جبران ناپذیری را متحمل شوند. در حقیقت، آنها جز به شمشیر، به چیزی دیگر تن نمی دادند. تنها تیغ تیز شمشیر زورمداران بود که آنها را گردهم می آورد و به زندگی اجتماعی آنها سامان می داد.

 

یاری نکردن امام حسین علیه السلام از مهم ترین اشتباهات تاریخی کوفیان ـ به معنای عام ـ بود. آنها هزاران نامه برای آن حضرت فرستادند و از ایشان دعوت کردند تا در کوفه حکومت اسلامی تشکیل دهد، ولی در نهایت با عذرهای بدتر از گناه، از یاری آن حضرت سرباز زدند. البته این عدم یاری امام، علاوه بر داشتن ویژگی های فوق، به حیله های حاکمیت و سیاستمداران کوفه نیز بر می گشت.

 

عبیداللّه بن زیاد که از فریب کارترین زمامداران کوفه بود؛ چنان جوّ اختناق و وحشت ایجاد کرد که شهروندان کوفه، یارای کمترین انتقاد و اظهار نظر نداشتند. این فضای مسموم و بازدارنده باعث شده بود که آنها از یاری امام دست بکشند و به جای دفاع از او، به جنگش بشتابند.

 

البته شیعیان نمونه این شهر، هیچ گاه به کشتار «آل اللّه» راضی نبودند. بیشتر تاریخ نگاران فرق اسلامی، بر این نکته تأکید دارند که شیعیان ـ حتی شیعیان سیاسی کوفه ـ با تهدید و اجبار به سپاه کوفه پیوستند. آنها همواره می کوشیدند تا از فرصت های مناسب استفاده کرده و از گروه اکثریت ستمکار، جدا شوند.

 

بلاذری می نویسد: «فرمانده ای با هزار نفر فرستاده می شد، اما وقتی به کربلا می رسید همراه او سیصد و یا چهار صد نفر و یا حتی کمتر بود. این، به علت کراهت مردم در رفتن بدان سمت بود.»(5)

 

دینوری، محقق دیگر اهل سنت می نویسد: «وقتی ابن زیاد فرمانده ای را همراه جمع زیادی به کربلا می فرستاد، با جمع کوچکی از سپاه به کربلا می رسید؛ این، به سبب کراهت آنها از جنگ با حسین علیه السلام بود. لذا بازگشته، از سپاه جدا می شدند.»(6)

 

شایان ذکر است که آن عده ای که به کربلا رسیدند نیز مایل به جنگ نبودند و همواره در آرزوی صلح به سر می بردند. آنها هنگامی که جنگ را حتمی یافتند، دو راه در پیش گرفتند:

 

1 ـ پیوستن به امام و در راه آرمان های الهی آن پیشوای آزادگان جام شهادت نوشیدن؛

 

2 ـ خود را از دید سران بی مروّت سپاه مخفی ساختن و به نقاط دورتر فرار کردن.

 

حُر، نافع بن هلال مرادی، عمران بن خالد صیداوی و مجمع بن عبداللّه العائذی از کسانی بودند که صبح عاشورا به امام پیوستند.(7) در شمار تعداد کسانی که به امام پیوستند، اختلاف است. ابن قتیبه تعداد پیوستگان لشکر کوفه به امام حسین علیه السلام را 30 نفر نقل کرده است.(8)

 

سرانجام اکثریتی که در سپاه کوفه باقی ماندند و در مقابل امام صف کشیدند، از گروههای اشراف، تبهکار و عوام کوفه بودند، نه از شیعیان خالص. به عبارت دیگر، این کوفیان طمعکار، اشراف و پیروان آل ابوسفیان بودند که عهدشان را با امام علیه السلام شکستند، نه شیعیان مظلوم و ایثارگر، که بعضاً تا آخرین قطره خون به پیمان خویش وفادار ماندند.

 

واقعیت این است که از همان آغاز، جنود نفاق دو نوع مبارزه علیه خاندان رسالت در پیش گرفت:

 

الف ـ مبارزه مستقیم نظامی، که در قالب جنگهای نابرابر خودنمایی کرد.

 

ب ـ مبارزه فرهنگی و تبلیغاتی.

 

بنی امیّه و دیگر دشمنان اهل بیت علیهم السلام برای رسیدن به اهداف شوم خود از روش های کاملاً غیر انسانی سود جستند. برخی از شیعیان دلباخته خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ، در هنگام قیام امام حسین علیه السلام ، در سیاه چال های کوفه حبس بودند. آنها را در حصار کشیده بودند تا به یاری امام حسین علیه السلام نشتابند. مختار بن ابی عبیده ثقفی یکی از آنهاست. او در زیر شکنجه های ابن زیاد یک چشمش را از دست داد و تا مدتها بعد از عاشورا، در زندان حاکم جابر کوفه به سر برد و به محض رهایی، پرچم مبارزه و انتقام را برافراشت و به نبرد جانانه روی آورد.

 

نکته دیگری که بیانگر عدم همیاری و همکاری شیعیان با بنی امیه است؛ قیام های پی در پی آنها بر علیه طیف ستمکار کوفه و شام می باشد. حتی کوفیانی که به هر دلیل، در مقابل امام ایستاده بودند؛ خیلی زود از اعمال ناپسند خویش اظهار ندامت نمودند و از گذشته ناصحیح خویش پشیمان شدند و در پی جبران خطاهای خود برآمدند. آنها جهت جبران خطاهای گذشته خود، همگام با شیعیان واقعی به خونخواهی سرافرازان کربلا برخاستند و قاتلان «نخل های سربریده باغ نبوّت» را یک به یک از دم تیغ گذراندند. شیعیان کوفه با این قیام های خونین اثبات کردند که شهرشان، شهرعلی علیه السلام است و اختلاف آنها با بنی امیه، به درازای اختلاف آل علی علیهم السلام با آل ابوسفیان می باشد.

 

امام صادق علیه السلام می فرماید: «اِنَّ اللّهَ اخْتارَ مِنْ جَمیعِ البِلادِ کُوفَةَ وَ قُم...»9؛ همانا خداوند از میان همه بلاد، کوفه و قم را برگزید.»

 

حال با توجه به این حدیث شریف و سایر روایاتی که شهر تاریخی و پرآوازه امام علی علیه السلام را می ستایند، می پرسیم: مفهوم این احادیث چیست؟

 

مگر نه این است که این شهر و شیعیان پاکباخته اش، مورد توجه حضرات معصومین علیهم السلام بوده اند؟ در صورت نادیده گرفتن شیعیان اصیل آن، احادیث موجود در این مورد را چگونه ارزیابی می کنیم؟ آیا مفهوم این گونه احادیث، با بی وفایی و سست ایمان بودن کوفیان (به معنای عام آن) سازگاری دارد؟

 

حقیقت این است که ساکنان این شهر را باید مورد بررسی دقیق قرار داد. بی وفایی، کم توجهی و دشمنی برخی از آنان با معصومان علیهم السلام را نباید به حساب همه کوفیان گذاشت. صف شیعیان مخلص و فداکار آن را باید از بقیه مردمان آن جدا کرد. زیرا که کوفه از بهترین شهرهای «ولایی» است و شیعیان مخلصش، از ممتازترین شیعیان «حسینی». «کوفه» خاستگاه میثم وحبیب بن مظاهر است. خاستگاه زهیر بن قین و مسلم بن عوسجه و صدها جانباز کوی حسینی استنج بی حدّ شیعیان عراق، مخصوصاً ساکنان شهرهای مقدس آن، حکایت از تکرار تاریخ دارد. این بار به جای معاویه و ابن زیاد، ستم پیشگان آمریکایی و انگلیسی (بوش و بلر) تلاش می ورزند تا مناطق شیعه نشین عراق، مخصوصاً شهرهای مقدس کربلا و نجف را بی اعتبار، خون ریز، بی نظم و بی درایت نشان دهند تا به اهداف ننگینی که معاویه های تاریخ نیز در پی آن بودند، دست یابند. آنها برای رسیدن به این اهداف شوم، علاوه بر اقدامات سیاسی و نظامی و کشتار شیعیان بی دفاع، به تبلیغات زهرآگینی پرداختند تا هرچه بیشتر وجه ی سیاسی ـ اجتماعی شیعیان مظلوم عراق را تخریب کنند و آنها را نزد جهانیان از حامیان صدام، تروریست و ضدّ دموکراسی معرفی نمایند.(9)

 

..............................

حالا اصلا چرا گذشته ....

 

میاییم جلوتر .... آری همین جنگ ایران و عراق ... کم عراقی ها نامردی کردند ... کم در خرمشهر و شهر های دیگر به حریم های ایرانی ها و زنان آن ها تجاوز کردند ... کم به ما توهین کردند ...

کم جوانان ایران زمین را به خاک و خون کشیدند .... باور کنید همین ها بودند که خرمشهر را به خونین شهر تبدیل کردند.

بعد هی به ما گفتند این برادران مسلمانتان کاره ای نبودند .. همش زیر سر این صدام ملعون بوده ... (آخه اگر خود مردم عراق حمایتش نمی کردند که جرات نمی کرد این کارها را بکند ... حالا بر فرض مثال هم که او آن ها را مجبور کرده باشد و از این حرف ها ... پس چرا عراقی ها در ایران و خرمشهر این همه نامردی کردند ... صدام که دستور نداده بود بروید به زن های ایرانی تجاوز کنید ... !!)

 

... چند سال گذشت... گفتند این ها برادران دینی ما هستند ... نیاز به کمک ما دارند ... ما همه انسان و مسلمانیم ... ایران هم در حد توان به عراقی ها (پس از جنگ با آمریکا) کمک کرد حتی خیلی از آن ها به ایران مهاجرت کردند.

مهاجرتی که به بررسی نتایج آن خواهم پرداخت ...

 

نگاهی به تاثیر مهاجران افغانی و عراقی بر جامعه ایران

مهاجران می روند، پیامدها می ماند

اشاره

 

آخرین خبرهای حاکی از آن است که در سال 83 تمامی مهاجران افغانی ایران را ترک خواهند کرد و به گفته یک مسئول دراداره کل اتباع خارجی از این پس محدودیت های در ابعاد مختلف برای مهاجران وضع و اعمال خواهد شد . گزارش زیر از بعد فرهنگی و اجتماعی به این مسئله پرداخته است:

 

رشد روز افزون نرخ جمعیت در ایران، تا اندازه ای متاثر از خیل عظیمی از مهاجران افغانی و عراقی است که گرچه بسیاری از آنان از ایران رفته اند، ولی هنوز در بسیاری از مناطق، به خصوص مناطق مرزی مشاهده می شوند . در سال 2001 طی طرح سرشماری اتباع بیگانه از سوی دولت که در اواخر اسفند سال 79 و فروردین و اردیبهشت 80 صورت گرفت، تعداد کل اتباع بیگانه 827/530/2 نفر بود که از این تعداد 227/355/2 نفر افغانی و 23287 نفر عراقی و 522/5 نفر نیز اتباع سایر کشورهای خارجی بودند که بیشتر بنگلادشی و پاکستانی بودند . در سال 2002 بازگشت های داوطلبانه ای آغاز شد که طی آن 650 هزار افغانی به کشور خود بازگشتند .

 

محمد نوری سخنگوی کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد اعلام کرد که در سال جاری 500 هزار پناهنده افغانی، داوطلبانه به وطن خود باز می گردند . وی با اشاره به اینکه در سال گذشته حدود 270 هزار نفر از پناهندگان افغان در قالب برنامه مشترک از کشور خارج شدند، تصریح می کند که حدود 130 هزار نفر دیگر در قالب برنامه بازگشت خودانگیخته، به افغانستان بازگشتند .

 

در اوایل سال نیز بازگشت داوطلبانه 200 هزار مهاجر عراقی آغاز شد . این در حالی است که طبق قوانین مصوب وزارت کشور، تا پایان سال 83، یک میلیون و 900 هزار افغانی باید خاک ایران را ترک کنند . در حال حاضر نیز 2 میلیون و 355 هزار افغانی در کشور زندگی می کنند، ولی همچنان طی اخبار اعلام می شود که تمام مهاجرین تا پایان سال آینده ایران را ترک خواهند کرد .

 

مهاجران افغانی و عراقی در طی سال هایی که در ایران زندگی کردند، در حالی که زندگی سختی هم داشتند، تبعات اجتماعی و فرهنگی ای به جای گذاشتند که امروز در قالب یک بحران قابل تامل است .

 

حضور و اقامت بیش از دو میلیون مهاجر افغانی در ایران، علاوه بر تحمیل هزینه های هنگفت بر اقتصاد کشور، مشکلات و مصائبی را برای اقشار مختلف مردم ایجاد کرده است; هر چند پذیرش این جمعیت مهاجر براساس اصول و ارزش های انسانی است، ولی تاثیر حضور آنها در امور اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی (با توجه به کمیت و کیفیت آن) غیر قابل انکار است .

 

طبق آخرین آمار تاکنون 32 هزار و 204 مورد ازدواج غیر رسمی و غیر قانونی بانوان ایرانی با اتباع خارجی، در کشور گزارش شده است .

 

این در حالی است که برخی منابع آمار این ازدواج ها در کشور را بالای 100 هزار مورد ذکر می کنند . بیشترین تعداد ازدواج های غیر رسمی متعلق به استان های تهران، هرمزگان، خراسان و سیستان و بلوچستان است . فرزندان متولد شده از ازدواج های غیررسمی و غیرقانونی زنان ایرانی با اتباع بیگانه، به ویژه افغان ها، دارای مدارک هویت ایرانی نبوده و بلاتکلیف در جامعه رها می شوند و دیگر صدور شناسنامه، تحصیل، اشتغال، خدمت وظیفه، اخذ گواهینامه رانندگی، و ده ها مسئله اجتماعی دیگر، از جمله مشکلات این خیل نه چندان کم است .

 

آسان بودن شرایط ازدواج بانوان ایرانی نسبت به زنان افغانی برای مردان افغانی، تمایل به اقامت دائم و به دست آوردن تابعیت ایرانی از دلایل ازدواج افاغنه با زنان ایرانی است .

 

وجود اشتراکات فرهنگی، مذهبی در مناطقی چون جنوب خراسان، سیستان و بلوچستان، هرمزگان و نگرش سنتی بعضی از خانواده ها نسبت به ازدواج، از دلایل ازدواج غیر رسمی زنان ایرانی با مردان افغانی است که مشکلات فراوانی را به همراه دارد .

 

نداشتن مدرک رسمی و قانونی زوجین در اثبات زوجیت، صادر نشدن شناسنامه برای فرزندان، به رسمیت نشناختن تابعیت ایرانی آنها تا پایان 15 سالگی، ازدواج های غیر رسمی، نبودن امکان پیگیری مسائل حقوقی و اقامه دعوی از سوی زوجه ایرانی علیه زوج افغانی به دلیل ثبت نشدن ازدواج، نبودن ضمانت رسمی و قانونی در پایبندی زوج افغانی به ادامه زندگی و پرداخت نفقه، مشخص نبودن وضعیت حضانت و قیمومیت فرزندان در صورت فوت زوج افغانی و زوجه ایرانی یا هر دو، طرد و اخراج مجرمین افغانی که تابعیت ایرانی ثبت شده دارند، و بلاتکلیف ماندن همسر و فرزندان آنان، نبودن امکان پیگیری از طریق مراجع رسمی و کنسولی، و سوء استفاده اکثر افغانی ها در این موارد، و تعدد ازدواج های غیر رسمی متعدد و همزمان در نقاط مختلف با بانوان ایرانی، و نبودن امکان جلوگیری، از جمله مشکلات ازدواج های غیررسمی افغان ها در ایران است .

 

اگر چه معضلات و مشکلات حضور بی رویه مهاجرین و آوارگان افغانی و عراقی در ایران بر کسی پوشیده نیست، ولی نمی توان یک طرفه قضاوت کرد و بسیاری از تاثیرات نسبتا مثبت حضور آنان در ساختار اقتصادی کشور را انکار کرد .

 

به نظر می آید که مقداری از این هیاهوهایی که در این قضیه مطرح است، هدف های دیگری را دنبال می کند . اگر منتقدانه قضاوت کنیم، نمی توانیم از نیروی فکری و زور بازوی آنها در برخی از پیشرفت های ساختمانی و کشاورزی چشم پوشی کرد .

 

در حقیقت پیامدها و تبعات این مهاجرت را باید با توجه به ابعاد و زاویه های متفاوت تحلیل کرد که به بررسی دقیق کارشناسی نیاز دارد و ارائه راهکارهای قانونمند را ضروری می سازد .

 

مشکل آنان از این تلاش ناشی می شود که می خواهند سبک زندگی و فرهنگ مزبور را در بافت شهرهای ایران حفظ کنند . برای این افراد تضاد و تنش ناشی از زندگی در بناگوش فرهنگ های زیردست، موجب تحریک و هیجان می شود، لذا به انواع راه ها و وسایل تمسک شده تا خود را از پشت صحنه ای که جامعه ایران برای آنها تعریف کرده، به جلوی صحنه محرومیت تابعان ایرانی در آورند .

 

مناطق مرزی کشور، جایی است که مهاجران جدید، غالبا ورود خود را به کشور از آن جا شروع می کردند . به این صورت که تازه واردین به این مناطق نوع رسالت، چگونگی اسکان و مراکز حاد را ناظر و شاهد هستند و همگی این ها دنیا و بستر تازه ای را به آنان نشان می دهد و آنان را وسوسه می کند . بنابراین تحرک و تلاش برای زیستن از همین جا آغاز می شود .

 

تحرک زندگی در کشوری بیگانه، همراه با افزایشی که در تعدد و شدت محرک ها ایجاد می شود، به طور اجتناب ناپذیری دچار اغتشاش و تنزل اخلاقی می کند، زیرا یک عنصر اساسی اخلاقیات و اخلاق شخصی ثبات و سازگاری است که به صورت طبیعی در کنترل اجتماعی جامعه خود وجود دارد . هر جا که تحرک افزایش فراوان یابد و ارتباط با اجتماع پیشین قطع شود، اجتماعات مهاجرین در مناطقی شکل می گیرد که در آنها اخلاقیات تنزل می کند و نابه سامانی گسترش می یابد .

 

به بیان دیگر، از آنجا که هر فرهنگی الگوهای رفتاری منحصر به خود را دارد که برای مردمی که از زمینه های فرهنگی دیگری هستند، بیگانه می نماید . بسیاری از این مهاجرین خود را با فرهنگ ایرانی بیگانه حس کرده و صرفا برای به دست آوردن منزلت و حیثیت اجتماعی که در کشور بیگانه که مدت ها در کشور خود از دست داده بودند، دست به هر کای می زنند که شایع ترین آنها قاچاق ارز، طلا و ریال، ایجاد اختلال در بازار کار، و مشکلات بهداشتی و امنیتی است .

 

از سوی دیگر مهاجرت اتباع خارجی به کشور موجب رشد هرج و مرج در مناطق مرزی شده که خود موجب تجدید فضای در حال ساخت می شود .(10)

 

آدم خوبه یکم مرام و معرفت در وجودش باشه ... خلاصه مطلب اینقدر بی چشم و رو نباشه ...

فرهنگ ایرانی هم جوری نیست که بخواهد مقابل به مثل کنه و توهین و...

من هم خدایی نکرده قصد چنین کاری را نداشتم ... فقط چند صفحه از تاریخ را یکم سریع ورق زدم به نشانه اعتراض. 

من نمیگم بیان تشکر کنن فقط بی احترامی نکنن ما را بس !

امیدوارم خداوند من و همه گناهکاران روی زمین را ببخشد کمی هم معرفت به این مسلمانان عراقی عطا کند ... انشاالله

یا حق

 

 

 

گردآوری و تدوین : Mehrdad-p70

منابع و پی نوشت ها:

 

1-      بحارالانوار، ج 44، ص 46؛ مناقب، ج 4، ص 32.

2-      نفس المهموم ص92

3-      الارشاد، ج2، ص86

4-      الارشاد، ج2، ص91

5-      انساب الاشراف، ج 3، ص 179.

6-      اخبارالطوال، ص 254.

7-      انساب الاشراف، ج 3، ص 172.

8-       الامامة و السیاسة، ج 2، ص 7.

9-      http://www.hawzah.ir/Hawzah/Magazines/MagArt.aspx?MagazineNumberID=4781&id=39380

10-   http://www.hawzah.ir/Hawzah/Magazines/MagArt.aspx?LanguageID=1&id=24975&SearchText=%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82%DB%8C

 


موضوعات:سایر مطالب پارسی ,

بر چسب: ,
توهین-به-ایران-و-ایرانی-توسط-عراقی-ها-...-قسمت-چندم توهین-به-ایران-و-ایرانی-توسط-عراقی-ها-...-قسمت-چندم توهین-به-ایران-و-ایرانی-توسط-عراقی-ها-...-قسمت-چندم توهین-به-ایران-و-ایرانی-توسط-عراقی-ها-...-قسمت-چندم توهین-به-ایران-و-ایرانی-توسط-عراقی-ها-...-قسمت-چندم امتیاز : 1017 دیدگاه(0)

ارسال نظر

نام شما
وب سایت
پست الکترونیک
پیام
درج شکلک
نظر خصوصی
کد امنیتی

نظرات


صفحات نظرات
1 |
نظرسنجی
به نظر شما زشت نیست که بین ولنتاین و اسفندگان تفاوتی قائل نیستیم و فرهنگ آریایی خودمون را زیر پا گذاشته و فرهنگ غرب را می پرستیم؟






نتايج|| آرشیو نظرسنجی