پارسی پدیا- مقایسه فرهنگ ایرانی و جزیرة العرب به ویژه در مورد زنان ( پاسخی به بی احترامی در داستان تاریخی مختارنامه)

تاریخ: شنبه 17 مهر 1389 ساعت: 15:12 بازدید: 390 نویسنده: Mehrdad-p70

"اگر فیلم مختار نامه را دیشب(قسمت دوم) را دیده باشید کیان سردار ایرانی به خواستگاری جاریه خواهر مختار رفت و او با کمال بی شرمی خود و اصل و نسبش را برتر از ایرانی ها دانسته و پاسخ داد "عرب را چه وسلتی است با عجم" ...............................
همان کلمه عجم نهایت توهین است (اصل معنای عجم به معنی زبان نفهم است) دیگر باقی جمله که .....................................
با تمام احترامی که نسبت به اعراب دارم و هیچ گاه خواستار جنگ و جدال با آنان نبوده و نیستم می خواهم مواردی از فرهنگ اعراب ذکر کنم تا شاید درک کنید چرا اینقدر از شنیدن حرف های جاریه در این فیلم و بی احترامی های انجام شده به کیان ناراحت و خشمگین شدم و در ضمن کمی اطلاعات کسانی را که نمی دانند بالا ببرم که شاید خدای نکرده فکر نکنند آن زمان و یا شاید اکنون خبری بوده و اعراب نسبت به ما برتری داشته اند که کسی مثل جاریه و امثال آن اینگونه جرات سخن رانی پیدا کرده اند.
همگی از تاریخ با شکوه ایران و فرهنگ و تمدن عظیم آن در قبل از اسلام چیز هایی شنیده و می دانید؛ کوروش و داریوش بزرگ را می شناسید؛ می دانید که ایرانیان هیچ گاه در طول تاریخ7 هزار ساله خود بت پرست نبوده اند؛ می دانید که چه احترامی به زنان می گذاشته اند؛ می دانید که چه دانشمندان بزرگی داشته و...
 اما نگاهی بیاندازید به تاریخ عرب به ویژه در مورد نظام خانواده و ازدواج (که مورد بحث ما هم هست و آن هم به دلیلی که گفتم ...

اگر ایرانی هستید حتما ادامه مطلب را بخوانید و علاوه بر کسب اطلاعات جالب!! زنان بزرگ ایران باستان را هم بشناسید ... "

 


    Undecided

اگر فیلم مختار نامه را دیشب(قسمت دوم) را دیده باشید کیان سردار ایرانی به خواستگاری جاریه خواهر مختار رفت و او با کمال بی شرمی خود و اصل و نسبش را برتر از ایرانی ها دانسته و پاسخ داد "عرب را چه وسلتی است با عجم" ...............................
همان کلمه عجم نهایت توهین است (اصل معنای عجم به معنی زبان نفهم است) دیگر باقی جمله که .....................................
با تمام احترامی که نسبت به اعراب دارم و هیچ گاه خواستار جنگ و جدال با آنان نبوده و نیستم می خواهم مواردی از فرهنگ اعراب ذکر کنم تا شاید درک کنید چرا اینقدر از شنیدن حرف های جاریه در این فیلم و بی احترامی های انجام شده به کیان ناراحت و خشمگین شدم و در ضمن کمی اطلاعات کسانی را که نمی دانند بالا ببرم که شاید خدای نکرده فکر نکنند آن زمان و یا شاید اکنون خبری بوده و اعراب نسبت به ما برتری داشته اند که کسی مثل جاریه و امثال آن اینگونه جرات سخن رانی پیدا کرده اند.
همگی از تاریخ با شکوه ایران و فرهنگ و تمدن عظیم آن در قبل از اسلام چیز هایی شنیده و می دانید؛ کوروش و داریوش بزرگ را می شناسید؛ می دانید که ایرانیان هیچ گاه در طول تاریخ7 هزار ساله خود بت پرست نبوده اند؛ می دانید که چه احترامی به زنان می گذاشته اند؛ می دانید که چه دانشمندان بزرگی داشته و...
 ما نگاهی بیاندازید به تاریخ عرب به ویژه در مورد نظام خانواده و ازدواج (که مورد بحث ما هم هست و آن هم به دلیلی که گفتم ...):
                                                                                                                        هر چند زن در طول تاریخ به شکل های متفاوت با موقعیت های فرهنگی – اجتماعی گوناگون با جاهلیتی پایدار رو به رو بوده است، اندیشه شئ انگارانه ی زن، مبین اوج جاهلیت فرهنگی جزیرة العرب بود. در این منطقه، سرنوشت زن مقهور اراده ی مرد بود. مرد می توانست آن گونه که می خواست با زن رفتار کند و از حق فروش، کشتن، زدن و آزار زن برخوردار بود. زن در بسیاری از موارد، در پذیرش و نپذیرفتن شریک زندگی اختیار نداشت.
چند همسری بی قید و شرط بود؛ تا آنجا که یک مرد می توانست ده زن آزاد اختیار کند. این امر امنیت حقوقی و خانوادگی زن را سلب کرده بود. رواج انواع زناشویی (که بعد به آن خواهم پرداخت) نظام خانواده را متزلزل ساخته و شان زن را تا حد جانوران پایین آورده بود.
                                                                                                                          انواع ازدواج های رایج در جزیرة العرب:
1- ازدواج صداق: همان ازدواج رایج در همه ی ادیان آسمانی است که زمان آن نامعین و مهر آن معین است.
2- ازدواج متعه (موقت): این نوع ازدواج در ادیان الهی سابق رواج داشت و ملت های غیر الهی نیز به آن ملتزم بودند. در این ازدواج مهر و زمان معلوم است.
3- ازدواج اِماء : به معنای پیوند با کنیزان است. کنیزانی را از جاهای مختلف برای فروش می آوردند. هرکس یکی از آن ها را می خرید، بی آنکه مهری بپردازد، همسزش می شد.
4- ازدواج مقت: ازدواج پسر خانواده با زن یا زنان پدرش ازدواج مقت نام داشت. اسلام به شدت این ازدواج را مورد نهی قرار داد. (در سوره نساء)
5- ازدواج شغار : در این نوع پیوند، شخص با دختر یا خواهر دیگری ازدواج می کرد تا او نیز با خواهر یا دختر او ازدواج کند.                                                                                         خوب حالا جذاب ترم میشه ....

 6- ازدواج رهط : نکاح مشارکت یا دسته جمعی. در این نوع ازدواج، عده ای از مردان در تصاحب یک زن شرکت می کردند. اگر تعداد مردان (همسران !) 10 نفر بودند ؛ زن معین می کرد که پدر فرزندش کیست! مثل عمروعاص ... و اگر تعداد مردها بیشتر از 10 نفر بودند به بچه به دنیا آمده می گفتند (( فرزند پدرش)) مانند مانند زیاد بن ابیه (ابن ابیه) که بعد از سال ها معاویه برای فریب دادن وخریدنش او را برادر خویش خواند و ابن ابیه را از آخر نام او برداشت.
7 - ازدواج با اختین: ازدواج با دو خواهر در یک زمان.
8 - ازدواج مخادنه (دوستانه) : وقتی " زنی " مردی را یا " مردی " زنی را به دوستی می گرفت.
9- ازدواج استبضاع : شخص همسر (زن) خود را در اختیار مردی که شجاعت یا صفات پسندیده ی دیگر داشت ( مثل جادوگران یا شاعران و ... ) قرار می داد تا از او صاحب فرزند شود ؛ ولی همگان بچه را فرزند شوهر اول می دانستند.
 10- نکاح البدا (ازدواج تعویضی) : دو مرد زنانشان را باهم عوض می کردند.

 هر چند ازدواج با محارم مانند مادر و خواهر ممنوع بود، اما ازدواج با همسر پدر منع قانونی نداشت.
 شواهد بسیاری وجود دارد که تأیید می کند پس از مرگ شوهر، پسر بزرگش اگر تمایل به تصاحب زن او (نا مادری خویش) داشت، پارچه ای بر سرش می افکند و به عنوان سهم ارث او را صاحب می شد. سپس چنانچه مایل بود با او اردواج می کرد وگرنه او را به ازدواج شخصی دیگر درآورده، از مهر او استفاده می کرد و در صورت تمابل حق داشت وی را به کلی از ازدواج با مردان دیگر محروم کند تا پس از مرگ، مال لو را تصاحب کند. آیات 19 و 22 سوره نساء ناظر به تحریم این ازدواج است.
 غمناک تر از زناشویی و فرزند کشی، مسأله طلاق بود که با سنت های ستمگرانه، دور از انصاف و منافی با اخلاق و انسانیت همراه بود. نه مقدماتی داشت و نه شرط و پیامد قانونی. مرد می توانست، بی هیچ بهانه، به آسانی پیوند زناشویی را بگسلد؛ نه شاهدی لازم بود و نه نفقه و هزینه ای.
 برخی از انواع طلاق رایج بین عرب جاهلی عبارت بودند از:
" اظهار " (تشبیه زن به مادر یا خواهر برای تحریم ابدی )
" ایلا " ( سوگند خوردن و بلا تکلیف گذاشتن زن )
" طلاق ضرار " ( گرفتار کردن زن بین طلاق و رجوع های مکرر )
منبع : کتاب تاریخ تحلیلی صدر اسلام ؛ نوشته دکترمحمد نصیری
حال خودتان قضاوت کنید...

   ایران

 جایگاه زن در ایران باستان

   زنان ایران
 در ایران باستان که از اقوام بسیار متمدن جهان بود زن را موجودی مقدس و پاک میدانستند و او را لازمه حیات میشمردند و مقام وی را ارج مینهادند.کوروش نیز برای زنان ارزش بسیار زیادی قائل بود.

 ایرانیان نه همچون اعراب زن را ننگ دانسته و نه همچون یونانیان آنرا مظهر شهوت و عیاشی مردان قلمداد کرده اند، بلکه او را موجودی مقدس و پاک که لازمه حیات است دانسته و مقام او را ارج نهاده اند.نشانه عظمت و بزرگی کوروش تدوین اولین منشور حقوق بشر است که در گنجینه بریتانیا نگهداری میشود و مدرکی برای اثبات عدالت جنسیتی است و تایید میکند که کوروش به مقام و شخصیت زن توجه خاصی داشت.در زمان کوروش زن حامله حق کار کردن نداشت و به دستور وی تا زمان تولد نوزاد به آن زن جیره و حقوق میدادند.در کتاب مقدس زرتشتیان یعنی اوستا هیچ مردی از لحاظ مذهبی و اخلاقی بر زنان برتری ندارد

 در ایران قبل از اسلام و دوره ساسانی زن جایگاه بالایی داشت،از اعضای مهم جامعه محسوب میشد،در مسائل مختلف شرکت میکرد و حتی گاه تصمیم گیری های نهایی رو زنان انجام میدادند.جایگاه زن در آن زمان به قدری بالا بود که چند تن از پادشاهان ایران زن بودند و از آن جمله میتوان آذر میدخت دختر خسرو پرویز را نام برد و این نشانه ی برابری حقوق زن و مرد از هر لحاظ است.در آن زمان زنان شخصیتی داشتند که حتی در میان ادیان الهی جایی باز کرده و او را بزرگ و ستودنی قلمداد میکردند.در آیین زرتشت یک روز از سال را بعنوان روز زن نامگذاری کرده بودند.آن روز 5 اسپندارمذ یا اسفند بود.در این روز مردان برای زنان هدایای ارزشمند تهیه کرده و به آنها هدیه میدادند.این مراسم در ایران باستان مزدگیران نام داشت.

انسانها همواره در طول تاریخ در پی مدلی تکامل یافته تر از خود در همه زمینه ها بودند تا راه زندگی خود را بر روال همان مدل شبیه کنند، این مدل گاه به صورت اسطوره هایی در اعتقادات و باورهای یک قوم جایگاهی خاص یافته بود که این حقیقت شناسه های فرهنگی یک ملت را نشان می دهد.
گاه این اسطوره ها چنان در دل یک ملت راه یافته اند که به مرور به صورت خدایانی بزرگ در آمده و مورد ستایش و عبادت قرار گرفته اند. یکی از این اسطوره ها که به مرحله الهه بودن و خدایی رسیده و در ایران باستان ازاهمیت بسیاری برخوردار است «ناهید» الهه زنان نامیده شده است.
ناهید به عنوان الهه زنان قبل از اسلام ، خدایی مونث بوده که به اعتقاد آن دوران بر تمام اعمال و رفتار زنان نظارت دارد و از آنان خشمگین یا خشنود می شود و به هنگام نیاز به آنان کمک می کند.
ایرانیان برای این الهه معابدی ساختند و مجسمه هایی درست کردند و بصورت نماد در داخل معابد قرار دادند که یک نمونه از آن در «سراب » استان کرمانشاه است.این الهه موسوم به الهه مادر است.
 به اعتقاد ایرانیان ناهید ، خدای پاکی و بی آلایشی و الهه بارداری است و به هنگام زایمان به کمک زنان می آید.

 ناهید برای مردان نیز قابل ستایش بوده است زیرا این الهه به عنوان اسوه زنان ایرانی ، دارای پاکی و عفت و شخصیت بسیار بالایی مملو از وقار و متانت و دوستدار عصمت است.

 

 زن در سرداری و فرماندهی :

 

زنان در هنر تیراندازی اسب سواری جنگاوری نبرد …. فراوان اموزش میدیدند به گونه ای که گاه کارکشتگی و بی باکیشان بدانجا می رسد که پوشاک فرماندهی و سرداری بر تن میکردند و به سپهسالاری و رهبری برگزیده میشدند. زنانی که در این راه بسیار درخشیده و شکوهمندانه نامی از خود بر جای نهاده اند کم نیستند . اینان نه تنها به شکار و تیراندای می رفتند و گوی پیش بودن را از بسیاری از مردان میربودند بلکه همراه مردان در جنگ شاهکارهایی می افریدند که مایه شگفتی و انگشت به دندان گرفتن مردان میشدند. از این رو با نشان دادن شایستگی خود به فرماندهی میرسیدند و همچون سرداران بی پروا در رده جلوی سپاه پرچم به دست میگرفتند و جنگها را رهبری میکردند.
در اینجا به معرفی زنان معروف در ایران باستان اشاره می کنیم .

 یوتاب درخشنده و بیمانند خواسته و پرفروغ

 سردار زن ايرانى که خواهر اريوبرزن سردار نامدار ارتش شاهنشــــــاهى داريوش سوم بوده است. وى در نبرد با اسکندر گجــستک همراه اريوبرزن فرماندهى بخشى از ارتش را بر عهده داشته است او در کوهـهاى بختيارى راه را بر اسکندر بست . ولى يک ايرانى راه را به اسکندر نشان داد و او از مسير ديگرى به ايران هجوم اورد. با اين حال هم اريوبرزن و هم يوتاب در راه ميهن کشته شدند و نامى جاويدان از خود بر چاى گذاشتند.

 درياسالار بانو ارتميز

 خستين و تنها بانوى درياسالار جهان تا به امروز . او به سال 480 پيــش از ميلاد به مقام درياسالارى ارتش شاهنشاهى خــشايارشاه رسيد و در نبرد ايران و يونان ارتش شاهنشاهى ايران را از مرزهاى دريايى هدايت ميکرد با خردمندی و کارامدی بی همتا کشتیهای جنگی دیو پیکر را رهبری می کرد و با فرماندهی درست خویش سپاه یونان را در هم شکست. تاريخ نويسان يونان او را در زيبايى برجستگى و متانت سرامد تمامى زنان آن روزگار ناميده اند. این زن فرمانده از رایزنان جنگی خشایارشاه نیز بود.

 آتوسا زن آسمانی و زمینی ایران قدیم

  آتوسا

 آتوسا دخترکورش و همسر دو پادشاه هخامنشیکمبوجیه وداریوش و مادرخشایار شاه برجسته ترین زن در تاریخ ایران قدیم است. در ایران قدیم ازدواج خواهر و برادر مرسوم بود و علت آن هم نگه داشتن ثروت در خانواده سلطنتی بود.هوتوسا کیانی وآتوسا هخامنشی نخستین کسانی هستند که با خویشاوندان خود ازدواج کرده اند. هوتوسا علاقه مند به ازدواج باگشتاسب بود. با او ازدواج کرد و چندین فرزند به دنیا آورد. او اولین شخصی بود که به دینزرتشت گروید. زرتشت ادعا کرد که هوتوسا به آیین مزدیسنا گرویده است. سپس هوتوسا از شوهر خود گشتاسب درخواست کرد که دین زرتشت را بپذیرد. از این پس دین زرتشت به طور رسمی پذیرفته شد. از اینجا هوتوسای افسانه ای به عنوان یک زن سیاسی و با نفوذ و با قدرت معرفی شد. از آن پس به خاطر احترام به وی پارسیان نام او را بر دختران خود می گذاشتند. از میان آن دختران مهم تر از همه آتوسا دختر کورش بود. خواهر و همسراردشیر دوم و همسراردشیر سوم زنان دیگری هستند که آتوسا نام داشتند.

 زندگی سیاسی آتوسای هخامنشی

 هیچ زن دیگری از هم دوره های او با او برابری نمی کند. پس ازآناهیتا او دومین کسی بود که لقببانو که یک عنوان مذهبی بود، گرفت. زیرا اینچنین لقبی کمتر به ملکه ها داده می شد.آشیلوس نمایشنامه نویس قرن پنجم پیش از میلاد در یکی از نمایشنامه های خود تحت عنوان ایرانیان که اختصاص به جنگ خشایار شاه با یونانیان دارد از آتوسا به عنوان بانوی بانوان یاد می کند. آتوسا خواندن و نوشتن را به خوبی می دانست. و نقش تصمیم گیرنده در آموزش خود و دیگر درباریان داشت. کمبوجیه عاشق خواهر خود آتوسا شد و مغ های زرتشتی را جمع کرد و از آن ها خواست که این ازدواج را برای او قانونی کنند. به خوبی می توان حدس زد که آتوسا علی رغم موقعیت اجتماعی و نفوذی که داشته از زیبایی نیز برخوردار بوده است. پس از این که کمبوجیه در مصر خودکشی می کند داریوش شاه با آتوسا ازدواج می کند. این ازدواج چند دلیل داشته است. 1- ازدواج با آتوسا که از سلاله هخامنشی بود حکومت او را قانونی جلوه می داد. 2- از آنجا که آتوسا با هوش، با فرهنگ ، با قدرت و تفکر سیاسی بود در موقع لزوم کمک خوبی برای داریوش شاه به حساب می آمد. 3- از آنجا که آتوسا زنی جاه طلب و قدرت طلب بود از طریق این وصلت می توانست به آرزوهای خود جامه عمل بپوشاند. از اینجاست که آتوسا لقب بانوی بانوان می گیرد.هرودوت می گوید آتوسا از قدرت فوق العاده ای برخوردار بود و در دوره جنگ با یونان که به توصیه او انجام شده بود داریوش شاه همواره از نصیحت های او بهره می جست. او حتی علاقه مند بود که در میدان کارزار نیز شوهرش را همراهی کند. هرودوت از قول آتوسا نقل می کند که آتوسا به داریوش شاه می گوید «چرا نشسته ای و عازم جنگ نمی شوی و سرزمین های دیگر را تسخیر نمی کنی پادشاهی به جوانی و ثروتمندی تو شایسته است که عازم جنگ شود و به پیروزی هایی نایل شود تا به ایرانیان ثابت شود مرد قابلی بر آن ها حکمرانی می کند.» اگر گفته هرودوت اغراق آمیز هم باشد باز هم بیانگر نفوذ آتوسا بر شوهرش می باشد. گفته شده است که آتوسا به خوبی از اوضاع فرهنگی زمان خود اگاه بود. و از حضور یونانیان و دیگر ملیت ها به دربار بسیار بهره می برد. آتوسا از صلب داریوش شاه دارای 4 فرزند شد. که بزرگترین آن ها خشایار شاه بود. اما آتوسا همسر اول داریوش شاه نبود. و داریوش شاه از همسر اولش دارای پسرانی بود که همگی از خشایارشاه بزرگتر بودند. مطابق قانون سلطنت پسر بزرگ شاه پس از او به سلطنت می رسید. اما آتوسا آن قدر بر شوهر خود نفوذ داشت که توانست خشایار شاه را پس از داریوش به سلطنت برساند. در زمان سلطنت خشایار شاه آتوسا به عنوان مادر پادشاه در امور دولت دخالت می کرد. همان طور که قبلا گفتیم آشیلوس در نمایشنامه خود همواره از او به عنوان بانوی بانوان یاد می کرد. می توان گفت که در نمایشنامه آشیلوس پس از خشایار آتوسا بیشترین نقش را بازی می کند. آتوسا جنگ ایران و یونان را به صلاح نمی دانست و از جمله کسانی بود که با این جگ مخالفت کرد. وقتی خبر شکست پسرش را شنید به شدت خشمگین شد. از زمان مرگ او هیچ اطلاعی در دست نیست. تنها می دانیم تا زمانی که خشایار از جنگ یونان بر میگردد زنده بوده است. احتمالا آرامگاه او در کنار آرامگاه داریوش کبیر در نقش رستم می باشد.

 ارتادخت

 از زنانی است که وزیر دارایی اردوان چهارم اشکانی میشود و بی انکه فشاری بر مردم بیاورد و باج و خراج را افزون کند کشور را به توانگری میرساند. چنانکه برامده است از کارهای بزرگ او در گرداوری دارایی کشور یکی جلوگیری از هزینه های بیهوده به ویژه درباریان و دیگری گرفتن باج و خراج از درامد توانگران بوده است.

 ازرمى دخت

  ازرمی دخت

 دختر دیگر خسرو پرویز که در سال 631 ميلادی پس از "گشتاسب بنده" به شاهنشاهی ايران منصوب شد. آذرميدخت (آزرميدخت) سی و دومين پادشاه ساسانی بود که مثل خواهرش پوراندخت زنی با کفایت و لایق بود اما به همان دليلی که پوراندخت موفق نشد او نیز نتوانست کاری از پیش ببرد. واژه اين نام به چم پير نشدنی و هميشه جوان است.

 
 آذرناهيد

 ملکه ملکه هاى امپراتورى ايران در زمان شاهنـــــــشاهى شاپور يکم بنيانگزار ساسله ساساني. نام اين ملکه بزرگ و اقتدارات دولتى او در قلمرو ايــــران در کتيبه هاى کعبه زرتشت در استان فارس بارها امده است و او را ستايـش کرده است.

 پرين


 بانوى دانشمند ايرانى . او دختر کى قباد بود که در سال 924 قبل از مــيلاد هزاران برگ از نسخه هاى اوستا را به زبان پهلوى براى ايندگان از گوشه و کنار ممالک اريايى گرداورى نمود و يکبار کامل ان را نوشت و نامش در تاريخ ايران زمين براى هميشه تبت گرديده است.

 فرخ رو

 نام او به عنوان نخستين بانوى وزير در تاريـــــخ ايران ثبت شده است وى از طبقه عام کشورى به مقام وزيرى امپراتورى ايران رسيد.

 گردافريد

 يکى از پهلوانان سرزمين ايران. تاريخ از او به عنوان دختر کژدهم ياد ميــکند با لباسى مردانه با سهراب زورازمايى کرد . فردوسى بزرگ از او به عـــنوان زنى جنگو و دلاور سرزمين پاکان ياد ميکند.

 هلاله

 پادشاه زن ايرانى که به گفته کتاب دينى و تاريخى ( 391 يشتا 274 1 يشتا 2 ) در زمان کيانيان بر اريکه شاهنشاهى ايران نشست . از او به عنوان هفتـــمين پادشاه کيانى ياد شده است که نامش را " هماى چهر ازاد ) نيز گفته اند.

 بانو گشنسب

 دختر رستم و همسر گیو نیز از زنان بیباک و رزمجویی بود کهدر شاهنمامه فراوان از او یاد شده است. چنین امده است که او به اندازه ای زورمند و دلیر بود که کمتر مردی توانایی رویارویی با او را داشت.

 ز سرداران سرشناس و بی پروا و برازنده دیگر << گردیه >> خواهر بهرام چوبین

 ست که دلاوری و جنگاری بلند اوازه میباشد. او پس از برادرش فرماندهی را

 ه دست میگرفت و درمیدانهای نبرد انچنان بیباکی و شایستگی از خود نشان میداد

 ه همگان را به ستایش وامیداشت. او در رده سپهسالاری سپاه برادر در جنگ

 ر نبردها میجنگید.

 شیرین:

 برادرزاده و جانشین مهین بانو حاکم ارمنستان، که زنی خردمند و وفادار بود. داستان عشق او و خسرو پرویز و دلدادگی او و فرهاد در ادبیات ایران مشهور است پس از اینکه خسرو پرویز به دست پسرش شیرویه "که مادرش مریم دختر قیصر روم بود" کشته شد، شیرویه از شیرین که که زن پدرش بود خواستگاری کرد شیرین جواب رد به شیرویه نداد و به او گفت که من به عنوان ملکه ایران باید بهترین مراسم سوگواری را برای پدرت خسرو پرویز بجا آورم در حالی که زیباترین لباس و آرایش را داشت با متانت به همراه موبدان و بزرگان به تشییع جنازه خسرو پرویز پرداخت. پس از انجام مراسم از حاضران خواست که او را برای آخرین وداع با جنازه همسرش تنها بگذارند در آن هنگام با خنجری در کنار همسرش، خود را کشت. شيرين از خسرو 4 فرزند به نام های نستور، شهريار، فرود و مردانشه بدنيا آورد که هر چهار فرزند او در زندان کشته شدند. پس از آن بود که او در کنار همسرش با خنجر خود را کشت.

 زربانو:

 سردار جنگجوی ایرانی. دختر رستم و خواهر بانو گشنسب . او در سوارکاری زبده بوده است و در نبردها دلاوریهای بسیار از خود نشان داده است. تاریخ نام او را جنگجویی که آزاد کننده زال ، آذربرزین و تخوار از زندان بوده است ثبت کرد.

    زر بانو

   
 

آرياتس :

يكي از سرداران مبارز و دلير هخامنشيان در سالهاي پيش از ميلاد. مورخــين يوناني در چندين جا نامي از وي به ميان آورده اند.

نویسنده: Mehrdad-p70                                          


موضوعات:فرهنگ و تمدن ایرانی ,

بر چسب: ,
مقایسه-فرهنگ-ایرانی-و-جزیرة-العرب-به-ویژه-در-مورد-زنان-(-پاسخی-به-بی-احترامی-در-داستان-تاریخی-مختارنامه) مقایسه-فرهنگ-ایرانی-و-جزیرة-العرب-به-ویژه-در-مورد-زنان-(-پاسخی-به-بی-احترامی-در-داستان-تاریخی-مختارنامه) مقایسه-فرهنگ-ایرانی-و-جزیرة-العرب-به-ویژه-در-مورد-زنان-(-پاسخی-به-بی-احترامی-در-داستان-تاریخی-مختارنامه) مقایسه-فرهنگ-ایرانی-و-جزیرة-العرب-به-ویژه-در-مورد-زنان-(-پاسخی-به-بی-احترامی-در-داستان-تاریخی-مختارنامه) مقایسه-فرهنگ-ایرانی-و-جزیرة-العرب-به-ویژه-در-مورد-زنان-(-پاسخی-به-بی-احترامی-در-داستان-تاریخی-مختارنامه) امتیاز : 942 دیدگاه(0)

ارسال نظر

نام شما
وب سایت
پست الکترونیک
پیام
درج شکلک
نظر خصوصی
کد امنیتی

نظرات


صفحات نظرات
1 |
نظرسنجی
به نظر شما زشت نیست که بین ولنتاین و اسفندگان تفاوتی قائل نیستیم و فرهنگ آریایی خودمون را زیر پا گذاشته و فرهنگ غرب را می پرستیم؟






نتايج|| آرشیو نظرسنجی