پارسی پدیا- سخنان محمد رضا شجریان

تاریخ: پنجشنبه 01 مهر 1389 ساعت: 18:52 بازدید: 439 نویسنده: Mehrdad-p70

سخنان محمد رضا شجریان

نشست انجمن بازیگران خانه سینما - ۱۵ دی ۱۳۸۸

«استاد اصلی من زندگی و شرایطی است که بر من گذشته، چرا که من از هر پدیده‌ای درس گرفتم، به عبارت بهتر من هرچه دارم از آموخته‌هایم است.»
«جمع تمام استادانی که ذکر نام آنها رفت شد شجریانی که در حال حاضر اینجا است.»
«نوع آوازی که من کار می کنم در بازیگری وجود ندارد اما بازیگری من همان آوازی است که در صحنه اجرا می کنم.»
«بازیگر تئاتر وقتی روی صحنه می رود با بیان خود بازی می کند و مخاطب را تحت تاثیر قرار می‌دهد، بازیگر سینما هم همینطور زمانی که مقابل دوربین قرار می گیرد با قدرت بیان خود نقشی را ایفا می کند ؛ خواننده وقتی روی صحنه آواز می خواند باید به گونه ای شعر را در لحن و آواز خود روایت کند که مانند یک هنرپیشه تاثیر عمیقی در وجود شنونده بگذارد و این نکته‌ای بود که استاد مهرتاش بر روی آن تاکید بسیاری داشت و معتقد به فن بیان در آواز موسیقی ایرانی بود. در واقع آواز هم باید به لطافت طبع و زیبایی بیان بازیگر باشد.»
«(غلامحسین بنان) یک روز به من گفت که تاکید نابجا روی کلمات نداشته باشم و همانگونه که حرف می‌زنم آواز بخوانم چرا که کشش‌های بی‌جا باعث می‌شود که شعر از فرم درست خود خارج شود.»

   Smile ادامه مطلب را از دست ندهید .....


  سخنان محمد رضا شجریان

نشست انجمن بازیگران خانه سینما - ۱۵ دی ۱۳۸۸
«استاد اصلی من زندگی و شرایطی است که بر من گذشته، چرا که من از هر پدیده‌ای درس گرفتم، به عبارت بهتر من هرچه دارم از آموخته‌هایم است.»
«جمع تمام استادانی که ذکر نام آنها رفت شد شجریانی که در حال حاضر اینجا است.»
«نوع آوازی که من کار می کنم در بازیگری وجود ندارد اما بازیگری من همان آوازی است که در صحنه اجرا می کنم.»
«بازیگر تئاتر وقتی روی صحنه می رود با بیان خود بازی می کند و مخاطب را تحت تاثیر قرار می‌دهد، بازیگر سینما هم همینطور زمانی که مقابل دوربین قرار می گیرد با قدرت بیان خود نقشی را ایفا می کند ؛ خواننده وقتی روی صحنه آواز می خواند باید به گونه ای شعر را در لحن و آواز خود روایت کند که مانند یک هنرپیشه تاثیر عمیقی در وجود شنونده بگذارد و این نکته‌ای بود که استاد مهرتاش بر روی آن تاکید بسیاری داشت و معتقد به فن بیان در آواز موسیقی ایرانی بود. در واقع آواز هم باید به لطافت طبع و زیبایی بیان بازیگر باشد.»
«(غلامحسین بنان) یک روز به من گفت که تاکید نابجا روی کلمات نداشته باشم و همانگونه که حرف می‌زنم آواز بخوانم چرا که کشش‌های بی‌جا باعث می‌شود که شعر از فرم درست خود خارج شود.»
«یکی از نکات مهم که تاثیر فراوانی در بارور شدن هنر هنرمند دارد و مستقیما در مردم نیز تاثیر می‌گذارد، اخلاق و رفتار خوب هنرمند است و مردم هنرمند را باید به گونه‌ای بشناسند که ارزش هنرمندی داشته باشد چرا که هنر برای انسانیت است و یک هنرمند نباید زندگی خود را با شک و قضاوت‌های بی‌جا پیش ببرد؛ یکی دیگر از مسائلی که باید رعایت شود این است که هنر خود را دست کم نگیریم و در هر محفلی هنرمان را عرضه نکنیم. باید هنر یک هنرمند به گونه‌ای عرضه شود که ارزش خودش را پیدا کند و این امر میسر نمی‌شود مگر اینکه رفتار خود هنرمند هم هنرمندانه باشد.»
«هیچ هنرمندی در تمام حوزه های هنری نمی تواند در پشت دفتر نگاه خود پنهان شود چرا که دو پدیده در وجود همه انسانها وجود دارد که به صورت فرستنده و گیرنده در ارتباط های اجتماعی تاثیر گذار است یکی از این دو عنصر صدا و دیگری نگاه است و من با این دو پدیده سالهای سال زندگی کرده‌ام.»
«انسان ها در مواجه با هم تحت تاثیر موج نگاه یکدیگر قرار می گیرند که این موج هم در کنسرت و هم در بازی تئاتر و در اجراهای زنده وجود دارد و من هنگام اجرا با یک نگاه به سالن موج مثبت سالن را دریافت می کنم؛ صدا هم یکی دیگر از این پدیده های است، من تمام زندگی خود را با صدا گذرانده ام و با شنیدن صدای یک فرد به راحتی می توان احساس و آنچه درون او می گذرد را دریافت کنم به همین دلیل این دو عامل پلی برای ایجاد اعتماد بین دو طرف است.»
«اگر ابزار کار در هر هنری بیشتر شود به طبع تنوع نیز افزایش پیدا می کند.»
«ریتم اساس زندگی و همان زمانبندی است که هر پدیده ای وجود دارد و ریتم در آواز حرف اول را می زند و سکوت هم بخشی از موسیقی است، در واقع سکوت بین فواصل موسیقایی فرصتی است برای خوب گوش دادن و هضم کلمه به کلمه شعر در آواز است.»
«اگر موسیقی را از سینما بگیریم دیدن فیلم دیگر لطفی ندارد؛ در شعر هم همینطور است موسیقی روان شعر، ادبیات و حتی کلام روزمره ما است.»
«ارتباطی که بین موسیقی و سینما هست در بین دیگر هنرها هم مشاهده می شود.»
«موسیقی هر ملتی به درازای تاریخ آن ملت است و این دو همواره با یکدیگر پیش می روند. شادی، شکست، غم و دیگر حالات مردم یک مملکت ارتباط مستقیم با تاریخ دارد که این حالات در زبان موسیقی جاری می شود.»
«مقوله سنت از هر طرف در یک چهاردیواری محصور است و در طول تاریخ سنت های مختلف شکسته شده و یک سنت جدید جایگزین آن شده است و این خاصیت بشر است اما اصالت چیز دیگری است و همیشه وجود داشته و باید آن را حفظ کرد در واقع سنت را به عنوان یک فرهنگ رسیده از گذشته نگه می داریم و برای آن احترام قائل هستیم اما می توان اصالت ها را به اشکال مختلف استفاده کرد.»
«موسیقی اصیل ایرانی موسیقی تفکر است و موسیقی غم نیست و برای همه حالات انسان موسیقی وجود دارد و موسیقی ایرانی پتانسیل های قدرتمندی در اجرا انواع حالات انسانی را دارد؛ آنچه برای ما اهمیت دارد مفاهیم درونی حالات بشر است که در قالب کلمات جاری می شود.»


دست نوشته‌ای از محمد رضا شجریان درباره کنسرت همایون شجریان و همنوازان حصار در تاریخ ۲ اردیبهشت ۱۳۸۹

                      محمدرضا شجریان

شب چهارشنبه اول اردیبهشت‌ماه هشتاد و نه، وقتی برای دیدن برنامهٔ کنسرت همایون و علی قمصری و گروه حصار به سالن میلاد وارد شدم در ابتدا شور و هیجانی از حق‌شناسی و تشویق باشندگان را شاهد بودم که در پاسخ به آن هرچه می‌کردم باز ناتوان بودم. لحظه‌ای آرام گرفتیم تا با ورود هنرمندان جوان رقص رنگین کمان صداها و چهچهه‌ها آغاز شود. نظم سالن خوب بود و صدابرداری از همیشه بهتر بود.
گروه همنوازان حصار، جوانان برخاسته از اصالت فرهنگ خانواده‌های موسیقی ایران با سرپرستی و آهنگسازی علی قمصری در کنار همایون از برخی دیواره‌ها و حصارهای دست و پا گیر سنت‌های کهن گذشته، ضمن احترام و فراگیری و حفظ نژادگی هنر آوا و نوای برخاسته از فکر و دست و پنجه و حنجره و دل‌های سازندگان و حافظان نغمات، مقام‌ها و ردیف‌ها و آهنگ‌های زندگی مردمان هر گله از سرزمین پهناور و کهن ایران زمین، ندای انباشته در اندیشه و دل‌های معصومانه خود را، بگونه‌ای دیگر از عرف گروه‌نوازی‌های شناخته شده صد ساله اخیر که هرکدام در زمان خود تحسین برانگیز و دلنشین بوده‌اند، با واژه‌ها (موتیف‌ها) و نغمات و رنگین‌کمان صداهای زیروبم و ریتم‌های پر شور و حال برخاسته از دل علی قمصری را به گوش جان رساندند. شنونده در این شب می‌باید چهار تا چشم و گوش دیگر از کنار دستی خود قرض می‌گرفت تا ببیند و بشنود این جوانان پرانگیزه چه فتنه‌ای بپا کرده‌اند.
پنجاه سال است که در موسیقی حرفه‌ای در کنار اساتید و هنرمندان بزرگ و صاحب سبک و آفرینش بوده‌ام. از آنها آموختم و نیز ارائه و تدریس کردم، با دیگر موسیقی‌های پیشرفته ملل کم و بیش آشنا بوده و به‌دقت گوش کرده‌ام، از کلاسیک تا جاز و پاپ ماندگار گرفته تا موسیقی‌هایی که هرچند سال یکبار از درون جوامع برمی‌خیزد و فروکش می‌کند را شنیده‌ام، اما اندیشه ریتمیک آهنگینی بدین‌گونه که ثانیه‌های زودگذر را متوقف کند وهر ثانیه بیش از ده صدای هماهنگ در پیوند با واژه‌های دلنشین و ریتم‌های ترکیبی و پیچیده را بیافریند تا بحال ندیده‌ام، منظورم سرعت در نوازندگی نیست بل در زمانی زودگذر پیوند هنرمندانه و منطقی صداهای یک واژه از جملگان بر آمده از اندیشه علی قمصری است، که با تردستی نوازندگان پرشور و جوانش همچون چکاچک شمشیرهای آهنگین سرداران جوان، گاه می‌جنگد و گاه نغمه همنوائی سر می‌دهد و گاه چون آواز عاشقانه مرغان کوچک و بزرگ جنگل‌های سرسبز که با نغمه دلبری و دلدادگی جفت خود را به میهمانی زندگی می‌خوانند بگوش جان می‌رسید. این‌همه برخاسته از شهامت جوانانی است که در شرایط مناسب، بار درون خود را آزاد می‌کنند و شور و شادی می‌بخشند.
هر بار که شاهد شهامت هنرمندانهٔ هنرمندی خلاق بوده‌ام دیده‌ام که چگونه دل‌های زمانه تسخیر او شده و با او زندگی کرده‌اند، نمونه آشکارش استاد حسین علیزاده است که آغازگر راهی در آهنگسازی و همنوازی شد که هنرمندان بعد از او این جرأت و شهامت را پیش رو دارند و موفقیت او را همچنان شاهدند. علی قمصری بشکلی گاه نه چندان دور و گاه متفاوت و مخصوص خود صداهای زیر و بم و هماهنگ را به بازی هنرمندانه می‌گیرد و چون آبشاری بر دل شنونده می‌ریزد. شهامتش از حد گذشته و گستاخانه صداها را مجبور به همزیستی مسالمت آمیز می‌کند. از طرز کارش پیداست که امکانات سازها و نوازندگان را به خوبی می‌شناسد. تک تک نوازندگان جوان، سامان صمیمی ، نگار خارکن، نوشین پاسدار، عربشاهی، مصباح قمصری، رضائی نیا، نصیری و آئین مشکاتیان همگی در صحنه خوش درخشیدند و بهنگام توان و استعداد همنوازی و همنوایی خود را نشان دادند. سهراب پورناظری شهامت و استعداد فوق‌العاده‌ای در نوازندگی و هماهنگی از خود نشان داد. علی قمصری خود چیره‌دست و مسلط ساز را در اسارت خود داشت و صحنه را به خوبی اداره می‌کرد. چنین قطعات سریع و پیچیده را در استودیو به‌راحتی می‌توان با چند بار تکرار ضبط کرد اما برای صحنه جرات و اعتماد به نفس و تمرینات فشرده را طلب می‌کند که همگی داشتند. همایون نشان داد که فرزند خلف نغمه و آواز است و ریتم‌ها هر قدر ترکیبی و پیچیده باشند به‌راحتی از عهده بر می‌آید و با استفاده از تکنیک خود تحسین و تشویق همگان را بر می‌انگیزد. در آن شب، این جوانان پر استعداد کاری کردند که هر بیننده‌ای بپا می‌خاست و با کف زدن‌ها و فریاد شادی سالن را روی سر خود می‌گذاشتند. در چهره علی قمصری به خوبی دیده می‌شد پدیده‌ای است پرانگیزه که می‌تواند صحنه‌های بین‌المللی را تسخیر کرده و شگفتی بیافریند.
در همین جا با ذکر نکته‌ای معترضه به پدران و مادران و مسئولان امور بسنده می‌کنم. که توان و استعداد جوانان را باور کنیم. انباشت این نیروهای پرانگیزه و هدف را ناروا داشته، راه آزاد شدن و به هدف رسیدن آنها را فراهم کنیم. ما در همه زمینه‌های اجتماعی، از ریاضی و فیزیک و صنعت و هنر گرفته تا پزشکی و ورزش و فرهنگ و ... فراوان نیروهای انباشته در درون جوانان داریم که باید راه آزاد شدن مفید این نیروها را دریابیم و برنامه‌ریزی کنیم تا به شکل شایسته‌ای در جهت تعالی زندگی آینده مردم به پیش رود و آرامش اجتماعی به بار آورد. و الا انباشت و فشردگی آن به انفجاری تبدیل شده که جز ویرانی، پریشانی جامعه و پشیمانی حاصلی به بار نخواهد آورد. یک از صدها سخن این بود و ما گفتیم.
محمدرضا شجريان 1389/2/2

                             متن نامه به دستخط استاد شجريان




موضوعات:بزرگان و مشاهیر پارسی ,

بر چسب: ,
سخنان-محمد-رضا-شجریان سخنان-محمد-رضا-شجریان سخنان-محمد-رضا-شجریان سخنان-محمد-رضا-شجریان سخنان-محمد-رضا-شجریان امتیاز : 1023 دیدگاه(1)

ارسال نظر

نام شما
وب سایت
پست الکترونیک
پیام
درج شکلک
نظر خصوصی
کد امنیتی

نظرات

نویسنده: Indu
عنوان: سخنان محمد رضا شجریان
Back in shcool, I'm doing so much learning.
پاسخ:---

صفحات نظرات
1 |
نظرسنجی
به نظر شما زشت نیست که بین ولنتاین و اسفندگان تفاوتی قائل نیستیم و فرهنگ آریایی خودمون را زیر پا گذاشته و فرهنگ غرب را می پرستیم؟






نتايج|| آرشیو نظرسنجی