پارسی پدیا- اعجاز قرآن...

تاریخ: یکشنبه 13 تیر 1389 ساعت: 18:02 بازدید: 360 نویسنده: Mehrdad-p70

 

اعجاز آیات قرآن


ا- اولین آیه قرآن « بسم الله الرحمن الرحیم » دارای 19 حرف عربی است.

2- قرآن مجید از 114 سوره تشکیل شده است و این عدد به 19 قابل قسمت است. (19* 6(

3- اولین سوره ای که نازل شده است سوره علق (شماره 96) نوزدهمین سوره از آخر قرآن است.

4- سوره علق 19 آیه دارد.

5- سوره علق 285 حرف (19* 15) دارد.

......................................................................................................................................


ا- اولین آیه قرآن « بسم الله الرحمن الرحیم » دارای 19 حرف عربی است.

2- قرآن مجید از 114 سوره تشکیل شده است و این عدد به 19 قابل قسمت است. (19* 6(

3- اولین سوره ای که نازل شده است سوره علق (شماره 96) نوزدهمین سوره از آخر قرآن است.

4- سوره علق 19 آیه دارد.

5- سوره علق 285 حرف (19* 15) دارد.

6- اولین بار که جبرئیل امین با قرآن فرود آمد، 5 آیه اول سوره علق را آورد که شامل 19 کلمه است.

7- این 19 کلمه 76 حرف (19* 4) دارد که به تعداد حروف « بسم الله الرحمن الرحیم » است.

8- دومین باری که جبرئیل فرود آمد 19 آیه اولی سوره قلم را آورد که شامل 38 کلمه است.(19* 2(

9- سومین باری که جبرئیل فرود آمد 10 آیه اولی سوره مزمل را آورد که شامل 57 کلمه (19* 3) است.

10- چهارمین بار که جبرئیل فرود آمد 30 آیه اولی سوره مدثر را آورد که آخرین آیه آن «بر دوزخ 19 فرشته موکلند» می باشد.

11- پنجمین باری که جبرئیل فرود آمد اولین سوره کامل « فاتحة الکتاب » را آورد که با اولین بیانیه قرآن بسم الله الرحمن الرحیم (19 حرف) آغاز می شود.

12- آفریننده ذوالجلال و عظیم الشأن با آیه 31 سوره مدثر به ما یاد می دهد که چرا عدد 19 را انتخاب کرده است. پنج دلیل زیر را بیان می نماید:
الف - بی ایمانان را آشفته سازد.
ب - به خوبان یهود و نصارا اطمینان دهد که قرآن کتابی آسمانی است.
ج - ایمان مؤمنان را تقویت نماید.
د -تا هرگونه اثر شک و تردید را از دل مسلمانان و خوبان یهود و مسیحیت بزداید.
ه - تا منافقین و کفار را که سیستم اعدادی قرآن را قبول ندارند رسوا سازد.

13- آفریننده به ما می آموزد که این نظم اعدادی قرآن تذکری به تمام جهانیان است. (آیه 31 سوره مدثر) و یکی از معجزات عظیم قرآن است. (آیه 53)

14- هر کلمه از جمله آغازیه قرآن « بسم الله الرحمن الرحیم » در تمام قرآن به نحوی تکرار شده که به عدد 19 قابل قسمت است. بدین ترتیب که کلمه « اسم » 19 بار، کلمه « الله » 2698 (19* 42) بار، کلمه « الرحمن » 57 بار (19* 3 )، و کلمه « الرحیم » 114 بار ( 19* 6 ) دیده می شود.

15- قرآن مجید شامل اعداد بیشماری است. مثلاً ما موسی را برای چهل شب احضار کردیم، ما هفت آسمان را آفریدیم و... . شمار این اعداد در تمام قرآن 285 (19* 15) خواهد بود.

16- اگر 285 عدد فوق را با هم جمع کنیم حاصل جمع 174591 (19* 9181) خواهد بود.

17- حتی اگر اعداد تکراری را از عدد فوق حذف نماییم حاصل جمع 162146 (19* 8534) خواهد بود.
18- سوره قاف که با حرف ق شروع می شود شامل 57 (19* 3) حرف ق است.

19- تنها سوره ای که در قرآن با حرف «ن» آغاز می شود، سوره قلم است.این سوره 133 «ن» دارد که به 19 قابل قسمت است. (19* 7)

در عصر ما كه مدّت نسبتاً زيادي از معجزه ي نزول قرآن به پيامبر اسلام گذشته، دانشمندها موفّق به كشف روابط رياضيِ شگفت انگيزي در اين كتاب آسماني شده اند كه مي تونه ايمان ما رو به معجزه بودن اون بيشتر كنه.

شما ميدونيد كه كلمه ي "يَوم" در عربي به معناي روز و "شَهر" به معناي ماهِ تقويمي هست، اگه از شما بپرسند كه اين دو كلمه چند بار در قرآن تكرار شده، چي ميگيد؟

شايد خيلي از شما تعجّب كنيد، ولي پاسخ اينه كه يَوم به معناي روز 365 بار و "شَهر" به معناي ماهِ تقويمي 12 بار آمده است!

از تو مي پرسم. آيا به نظر تو همين يك جمله براي اثبات آسماني بودن اين كتاب كافي نيست؟! كدوم بشري قادر بوده، در اون عصر بدون استفاده از ابزار محاسباتيِ پيشرفته ي امروزي، بين 77807 كلمه فقط 365 بار از" يَوم" و 12 بار از "شَهر" استفاده كنه؟! همون طور كه خودت هم متوجّه شدي، اين مقدار، دقيقاً همون مقداري هست كه در طبيعت به كار رفته! مطلب قبلي رو يادته؟ در مقاله ي قبلي ثابت كرديم كه خالق ما نسبت هاي دقيق رياضي رو در خلقت طبيعت به كار برده. پس نتيجه اينكه نظمِ رياضي وارِ آيات قرآن و طبيعت، هر دو كارِ يك ناظم هست و اون قادر مطلقه.

همچنين دو كلمه ي عربيِ "دُنيا" و "آخرة" هم درست به تعداد مساوي با هم، هر كدوم 115 بار تكرار شده.

دو كلمه ي "موت" به معناي مرگ و "حياة" به معناي زندگي هم با مشتقّاتشون به تعداد برابر، هر كدوم 145 بار به كار رفته.

دو كلمه ي "رَجُل" به معناي مرد و "اِمرَاَة" به معناي زن هم به تعداد مساوي با هم، هر كدوم 24 بار درج شده.

هر چند تساويِ مقدارِ تكرارِ اين كلمات بسيار شگفت انگيز هست، امّا، اگه كسي درباره ي حكمت به كار رفتن اونها به اين تعداد، اطّلاع بيشتري داره، خوشحال ميشم منو در جريان بگذاره.

كلمه ي "امام" هم به صورت مفرد و جمع 12 بار ذكر شده.

"در باره ي اين كلمه و دليل تعداد دفعات تكرارش به اين مقدار، علاوه بر قرآن، حتّي با استناد به آيات انجيل، كتاب آسمانيِ مسيحيان، مي شه به طور جداگانه يه مقاله نوشت. شايد در آينده اين مقاله رو بنويسم، امّا، فعلاً همونطور كه مي بينين، تاييد قرآن در قالب دفعات تكرار اين كلمه، براي اهل خرد قابل تامل هست.



من در اين مقاله، بيشتر سعي دارم تا با دلايل بديهي حقّانيتِ خودِ قرآن رو اثبات كنم. ورود به مسائل جزئي، آمادگي بيشتر ي رو مي طَلَبه. به نظر من، براي ملاقات خدا، بايد پلّه پلّه بالا رفت.

در ضمن، از اينكه گفتم با استناد به انجيل هم نبايد تعجّب كنيد.

به اين چند آيه از قرآن توجّه كنين:

آيه ي 37 سوره ي الصّافات: (چنين نيست كه آنها پنداشتند) بلكه محّمد با برهان روشن حق آمد و (حجّت و معجزاتش) صدق پيامبران (گذشته) را اثبات كرد.

آيه ي 37 سوره ي يونس: و روا نيست كه بر اين قرآن افترا بندند و آن را از غيرِ خدا بدانند، ليكن (قرآن) تصديق كننده ي كتاب هاي آسماني گذشته و بيان گسترده تري از كتاب الهي است كه در آن هيچ شكّي نيست كه از جانب پروردگار عالميان است.

آيات 36 و 37 سوره ي القمر: آيا اگاه نشد به آنچه در صُحُفِ (كتاب تورات) موسي* و هم (در صُحُفِ) ابراهيمِ وفادار است؟

آيه ي 47 سوره ي المائده: و اهل انجيل بايد بر آنچه خدا در آن كتاب فرستاد حكم كنند و هر كس به خلاف آنچه خدا فرستاده حكم كند، آنها (چنين كساني) از فاسقان خواهند بود.

در آياتي كه از اين چهار سوره براتون انتخاب كردم، به وضوح بيان شده كه كُتُبِ آسماني پي در پي نازل شده و اثبات كننده ي حقّانيت يكديگر هستن. در اين باره آيات زيادي در قرآن هست كه ميشه راجع به اين مطلب هم مقاله اي جداگانه نوشت."

امّا برگرديم به بحثِ خودمون راجع به شگفتي ها ي عددي قرآن، در جدول زير علاوه بر موارد مذكور، كلمات ديگه اي رو كه از نظم خاصّي پيروي مي كنن، مشاهده مي كنين!
نمونه ي ديگه اي از شگفتي هاي اعداد در قرآنِ مجيد، آيه ي 24 سوره ي كهف هست.

وَ لَبِثُوا في كَهفِهِم ثَلاثَ مِائَةٍ سِنينَ وَ ازدادُوا تِسعاً

يعني: اصحاب كهف در غارشان سيصد سال و نه سال هم بيشتر توقّف كردند.

در اين باره به اين ماجرا توّجه كنين:

يكي از دانشمند هاي بني اسرائيل از حضرت علي عليه السّلام مي پرسه:"چرا قرآن مدّت توقّفِ اصحاب كهف رو 309 سال بيان كرده، در حاليكه، در تورات اين مدّت 300 سال ذكر شده؟"

حضرت علي (ع) در پاسخ اون مرد به گفتنِ اين عبارت اكتفا كردن:"سال هاي شما شمسي و سال هاي ما قمري است."

در ادامه قصد داريم با محاسبات دقيق درباره ي تفاوت سال هاي شمسي و قمري، از صحت اين مطلب آگاهي پيدا كنيم.


نكته اي كه بايد قبل از انجام محاسبات به اون اشاره كنم اينه كه گر چه اين موضوع در كتاب آسمانيِ تورات اومده، ولی بايد بدونيم كه اصحاب كهف به لحاظ تاريخي بعد از نزول تورات زندگي ميكردن، امّا چون علماي يهود بر طبق يك سنّت، ميونِ خودشون كه قابل بحث هم هست، حوادث دوران خودشون رو هم بر اونچه از توراتِ اصلي باقي مونده بود اضافه مي كردن، به تدريج اون رو تكميل كردن تا به صورت فعلي در اومد.


و امّا محاسبات:


مرحوم سيّد باقر هَيَوي كه از استادان درس هيات و نجومِ معاصر هستن در كتاب خودشون به نام "هيات در مكتب اسلام" توضيح داده اند كه:



"سال شمسيِ يهود 365 روزِ تمام بوده است؛ بنابر اين مطلب،300 سالِ شمسيِ يهودي برابر با مقدارِ زير خواهد بود:


300 سال شمسي× 365 روز سال شمسي= 109500 روز


امِا سالِ قمري 354 روز و 8 ساعت و 48 دقيقه هست. كه ميشه گفت:"هر سال قمري 354 روز و 30÷11 روز هست.

(بخونين: سيصد و پنجاه و چهار روز و يازده سي اُم يا يازده بر روي سي)


خب، حالا اگه بخواهيم بدونيم 309 سالِ قمري چند روز خواهد بود، به روش زير عمل مي كنيم:


ابتدا 354 روز رو محاسبه مي كنيم.

309 سال قمري × 354 روز سال قمري= 109386 روز


حالا يازده سي اُمِ روزِ باقي مونده رو براي 309 سال محاسبه مي كنيم. براي راحت تر شدن محاسبه، 9 سال رو جداگانه محاسبه مي كنيم و بعد همه ي مقادير رو با هم جمع مي كنيم.


(300 سال قمري × 11)÷30) روز سال قمري=(روز 110 + (9 سال قمري× 11)÷30) سال قمري روز= 4 روز) =»

110 + 4 + 109386 = 109500 روز

نتيجه اينكه 300 سال شمسي برابر با 309 سال قمري و هر دو برابر با 109500 روز هستن!"

همونطور كه مي بينين محاسبات قرآن كاملاً صحيح و قابلِ اعتماد هست.

شگفتي بعدي مربوط به حروف مقطّعه در قرآن هست.

حروف مقطّعه در سو ره ها يي مثل: الم (الف لام ميم)، سوره ي ص (صاد) يا سوره ي اعراف كه با المص (الف لام ميم صاد) آغاز شده است، ديده مي شه. معمولاً در ترجمه هاي قرآن به زبان فارسي مي بينيم كه در كنار اين حروف، داخل پرانتز نوشته شده:"اسراري است ما بين خدا و رسول."

1) پيامبر اكرم صلّي اللَّه عليه و آله فرمود : براي قرآن ظاهري و باطني است ، ظاهر آن حكم و باطن آن علم است. ظاهر آن زيبا و دل ‏انــگــيــز و باطن آن ژرف و عميق است. آن را نجومي ، و بر نجوم آن نجومي است.
در تفسير عياشي ، ج 1، ص 3 به جاي نجوم ، به معني ستارگان و دسيسه ‏ها ، تخوم به معني مرزها و حدود آمده است.
شگفتي‏ هاي آن از شماره بيرون است و غرايب و عجايب آن كهنه نمي ‏شود ، در آن چراغ هاي هدايت و مشعل هاي حكمت است ...
اصول كافي، ج 2، ص 599
(2( پيامبر اكرم صلّي اللَّه عليه و آله فرمود : قرآن را درست بخوانيد و در جستجوي شگفتي هاي آن باشيد.
بحار الانوار، ج 92، ص 109
(3) امام سجاد عليه السّلام فرمود :
خدايا! بر محمّد و آلش درود فرست ، و چنان قرار ده ... تا فهم شگفتي هاي قرآن را نصيب دل هـــاي مـــــــا گرداني.
صحيفه ي سجّاديه، دعاي 42
(4) امام حسين عليه السّلام فرمود : كتاب خداي ، عزّوجل ، داراي چهار بخش است : عبارت ظاهر ، اشاره، لطايف و حقايق.
عبارت ظاهر براي عوام ، اشارت براي خواص ، لطايف براي اوليا و حقائق براي انبياء است.
بحار الانوار، ج 92، ص 20

(5) امام صادق عليه السّلام فرمود : قرآن را تأويلي است كه بعضي از آن آمده و بعضي هنوز نيامده است ، پس چـــون تأويل در زمـــان امـامي از امامان واقع شود ، امام آن زمان ، آن را خواهد دانست.
بحار الانوار، ج 92، ص 20



شگفتي اعراب جاهليت ازقرآن

عرب جاهلي از جهاتي درباره قرآن انگشت تعجب به دندان ميگرفت و در حيرت عميق فرو ميرفت و آن جهات عبارتند از:
1- او با ذوق سرشار خود دريافت كه زيبايي لفظ و شيوايي اسلوب و همآهنگي آيات، كاملا بي سابقه است و سيماي ظاهري آن نه مانند شعر است زيرا فاقد وزن و قافيه است، علاوه بر اين در آن تخيلات شعري وجود ندارد و نه مانند نثر است كه از هر نوع قيد خالي و دور باشد بلكه داراي انسجام و فواصل خاصي است كه او را از دايره نثر معروف بيرون برده است.
2- قرآن مطالي را عرضه ميدارد كه هيچگاه در قصايد و خطبههاي عرب وجود نداشته است و هرگز به دنبال توصيف خرابه و خانه معشوقه و شوق ديدار دوستان و بيان خصوصيات شتر و اسب نيست و محتويات آن از غزل سرايي و مدح افراد و يا رثا و بيان مصائب اشخاص پيراسته است. درباره زن و عيش و نوش و كوچيدن كاروان و باده و ساغر سخن نميگويد و هرگز بسان شاعران در محدوده خاصي بحث نميكند. اين كتاب درباره خدا و صفات و سرآغاز و سرانجام بشر و زندگي امتهاي ديرينه كه بر اثر طغيان گرفتار خشم الهي گرديدهاند و ... سخن ميگويد:
3- قرآن با الفاظي زيبا، از معاني كاملا متناسب بدون اينكه لفظ را فداي معني و يا معني را فداي لفظ نمايد، با سبكي كاملا ممتاز و زيبا تعبير ميكند.
4- هرگاه شاعري و يا نويسندهاي عبارتي ياداستاني را تكرار كند، لطف و زيبايي كلام، بر اثر تكرار از بين ميرود ولي قرآن گاهي با عباراتي فشرده و موجز و گاهي مبسوط و گسترده، از سرگذشت پيامبر يا از صفات مبدأ وخصوصيات معاد به طور مكرر سخن ميگويد و هرگز لطمهاي بر لطافت و زيبايي او وارد نميگردد.
5- در ميان خطابه خطيبيان و قصايد شعرا گاهي جملهها و ابياتي درخشندگي خاصي پيدا كرده، خودنمايي ميكنند چه از ميان اشعار يك قصيده و يا جملههاي يك خطابه، چند بيت و جملهاي ارزش هنري و شعري دارند و باقيمانده آنها مبتذل و پيش پا افتاده ميباشد. اما قرآن با آن گسترش، تمام آيات آن در سطح عالي و خارق العاده قرار دارد. كافي است كه در اين باره نظري به داستان يوسف كه در سورهاي به طور مبسوط بيان شده است بيفكنيم ميبينيم كه تمام آيات آن در درجه اعلاي فصاحت و بلاغت قرار دارد.
6- اين كتاب معاني بسيار بزرگ را در قالب الفاظي كوتاه ريخته و به طرز بديعي بيان ميكند كافي است در اين باره آيه الكرسي و آيات آغاز سوره حديد را ملاحظه بنماييم در اين آيه و در آيات آغاز سوره حديد يك جهان حقايق فلسفي و معارف عقلي بيان شده است كه عظمت و گسترش معاني و ايجاز جملهها اعجاب افراد را بر ميانگيزد.
7- اين كتاب ميكوشد بشر را با آفرينش و اسرار جهان و فضايل اخلاقي و رذايل نفساني و حلال و حرام آشنا سازد و پيوسته ميخواهد كه او را معتقد سازد كه مرگ پايان زندگي نيست. خطيبان و بليغان عرب معاصر تحت تأثير برتري اسلوب و زيبايي ظاهر و شيريني بيان و رسايي تعبير و بداعت و ابتكار معاني و عظمت مفاهيم آن قرار گرفته و حيرت و بهت خاصي بر افكار و انديشههاي آنان سايه افكنده بود و آنچه كه آنان از اعجاب قرآن درك ميكردند همين بود و بس. اگر پس از مرور زمان دانشمندان اسلام به جهات ديگري از اعجاز قرآن پي بردند و اعجاز آن را از جهات مختلفي ثابت نمودهاند، مطلبي است صحيح و استوار ولي اين جهات براي عرب معاصر قرآن مطرح نبوده و عقل و فكر و انديشه آنان به آن نميرسيد.

...................................................................................................................................


Papedia.blogveb.com

S


موضوعات:مذهبی ,

بر چسب: ,
اعجاز-قرآن... اعجاز-قرآن... اعجاز-قرآن... اعجاز-قرآن... اعجاز-قرآن... امتیاز : 1092 دیدگاه(0)

ارسال نظر

نام شما
وب سایت
پست الکترونیک
پیام
درج شکلک
نظر خصوصی
کد امنیتی

نظرات


صفحات نظرات
1 |
نظرسنجی
به نظر شما زشت نیست که بین ولنتاین و اسفندگان تفاوتی قائل نیستیم و فرهنگ آریایی خودمون را زیر پا گذاشته و فرهنگ غرب را می پرستیم؟






نتايج|| آرشیو نظرسنجی