پارسی پدیا

تاریخ: سه شنبه 02 فروردین 1390 ساعت: 15:19 بازدید: 977 نویسنده: Mehrdad-p70

 

عمو نوروز

 


عمونوروز ، یکی از نمادهای نوروز است.

داستان عمو نوروز، داستانی عاشقانه است. عمو نوروز منتظر زنی است. آنها می خواهند با هم ازدواج كنند... براساس یک باور قدیمی ، نامزد عمو نوروز از یک ماه به نوروز مانده ، به دارکوب‌ها و چرخ‌ریسک‌‏ها می‌‏گوید که از برگ نورس درختان و گلهای نوشکفته ، قبای زیبایی برای عمو نوروز که در سفر دوازده ماهه‌است ببافند.

عمو نوروز نماد كسی است كه بركت می دهد، حالا شاه یا هر كس دیگر. و آن زن هم منتظر عمو نوروز است. معمولا زن همیشه با زمین هم هویت است، جز در بعضی از اساطیر مصری كه زمینش مذكر است، معمولا زن و زمین یكی هستند. الهه كه عاشق شاه است، او را انتخاب می كند و آن زن عاشق (سال) هم عمو نوروز را برمی گزیند.در واقع دیدار زن و عمو نوروز هیچ گاه اتفاق نمی افتد. زن هیچوقت در زمان آمدن عمو نوروز بیدار نیست؛ آن قدر خانه را روفته و روبیده و كار كرده كه خوابش برده. زن صاحب خانه است و مرد مسافر؛ و این سفر همیشه ادامه دارد.
..............................
یکی بود, یکی نبود. پیر مردی بود به نام عمو نوروز که هر سال روز اول بهار با کلاه نمدی, زلف و ریش حنا بسته, کمرچین قدک آبی, شال خلیل خانی, شلوار قصب و گیوه تخت نازک از کوه راه می افتاد و عصا به دست می آمد به سمت دروازه شهر.

بیرون از دروازه شهر پیرزنی زندگی می کرد که دلباخته عمو نوروز بود و روز اول هر بهار, صبح زود پا می شد, جایش را جمع می کرد و بعد از خانه تکانی و آب و جاروی حیاط, خودش را حسابی تر و تمیز می کرد. به سر و دست و پایش حنای مفصلی می گذاشت و هفت قلم, از خط و خال گرفته تا سرمه و سرخاب و زرک آرایش می کرد. یل ترمه و تنبان قرمز و شلیته پرچین می پوشید و مشک و عنبر به سر و صورت و گیسش می زد و فرشش را می آورد می انداخت رو ایوان, جلو حوضچه فواره دار رو به روی باغچه اش که پر بود از همه جور درخت میوه پر شکوفه و گل رنگارنگ بهاری و در یک سینی قشنگ و پاکیزه سیر, سرکه, سماق, سنجد, سیب, سبزی, و سمنو می چید و در یک سینی دیگر هفت جور میوه خشک و نقل و نبات می ریخت. بعد منقل را آتش می کرد و می رفت قلیان می آورد می گذاشت دم دستش. اما, سر قلیان آتش نمی گذاشت و همانجا چشم به راه عمو نوروز می نشست.

چندان طول نمی کشید که پلک های پیرزن سنگین می شد و یواش یواش خواب به سراغش می آمد و کم کم خرناسش می زفت به هوا.

در این بین عمو نوروز از راه می رسید و دلش نمی آمد پیرزن را بیدار کند. یک شاخه گل همیشه بهار از باغچه می چید رو سینه او می گذاشت و می نشست کنارش. از منقل یک گله آتش برمی داشت می گذاشت سر قلیان و چند پک به آن می زد و یک نارنج از وسط نصف می کرد؛ یک پاره اش را با قندآب می خورد. آتش منقل را برای اینکه زود سرد نشود می کرد زیر خاکستر؛ روی پیرزن را می بوسید و پا می شد راه می افتاد.

آفتاب یواش یواش تو ایوان پهن می شد و پیرزن بیدار می شد. اول چیزی دستگیرش نمی شد. اما یک خرده که چشمش را باز می کرد می دید ای داد بی داد همه چیز دست خورده. آتش رفته سر قلیان. نارنج از وسط نصف شده. آتش ها رفته اند زیر خاکستر, لپش هم تر است. آن وقت می فهمید که عمو نوروز آمده و رفته و نخواسته او را بیدار کند.

پیر زن خیلی غصه می خورد که چرا بعد از آن همه زحمتی که برای دیدن عمو نوروز کشیده, درست همان موقعی که باید بیدار می ماند خوابش برده و نتوانسته عمو نوروز را ببیند و هر روز پیش این و آن درد دل می کرد که چه کند و چه نکند تا بتواند عمو نوروز را ببیند؛ تا یک روزی کسی به او گفت چاره ای ندارد جز یک دفعه دیگر باد بهار بوزد و روز اول بهار برسد و عمو نوروز باز از سر کوه راه بیفتد به سمت شهر و او بتواند چشم به دیدارش روشن کند.

پیر زن هم قبول کرد. اما هیچ کس نمی داند که سال دیگر پیرزن توانست عمو نوروز را ببیند یا نه. چون بعضی ها می گویند اگر این ها همدیگر را ببینند دنیا به آخر می رسد و از آنجا که دنیا هنوز به آخر نرسیده پیرزن و عمو نوروز همدیگر را ندیده اند.
.............

بالاخره عمو نوروز هم از راه رسيد و اين قصه سالها و قرنهاست که تکرار می شود. از ۷۰۰۰ سال پيش که قوم آريايی قدم به سرزمين ايران گذاشتند و از ۳۰۰۰ سال پيش که اين قوم تاريخ مضبوط پيدا کردند، عمو نوروز هر سال پيام آور نوروز است برايشان...
هر چند روزگار سختی است برایمان... و به قول مرحوم مشيری٬ جامهء رنگین نمی پوشیم به کام٬
بگذاريد به سنت ساليان امسال نيز دست به درگاه باری برداريم و سال و حالی خوشتر طلب کنيم.

 

 

متن قصه عمو نوروز

 

 

قصه صوتی عمو نوروز



موضوعات:فرهنگ و تمدن ایرانی ,
عمو-نوروز عمو-نوروز عمو-نوروز عمو-نوروز عمو-نوروز امتیاز : 1676 دیدگاه(0)

تاریخ: سه شنبه 02 فروردین 1390 ساعت: 14:20 بازدید: 1157 نویسنده: Mehrdad-p70

سلام دوستان

نخست تبریک مرا به مناسبت عید باستانی و میمون پارسی، عید نوروز بپذیرید.

و دوم ببخشید اگر دیر وبلاگم را به روز کردم ...

و سوم خواهش می کنم نظر یادتون نره!

 فلسفه هفت سین:

فلسفه هفت سين به اين قرار است :
 عدد هفت عدد هفت نزد ايرانيان قديم مقدس بود و به خاطر ستارگان هفتگانه يعني زهره ، مشتري ، عطارد ، زحل ، مريخ ، زمين و خورشيد عدد هفت را گرامي مي داشتند. نياكان ما كه زرتشتي بودند ، اعتقاد داشتند كه عقل مقدس يعني اهورامزدا كه به او سپند مينو نيز گفته مي شد ، شش وزير بزرگ به نام امشاسپندان دارد كه يعني مقدسان جاويدان و اين شش امشاسپند با سپندمينو تشكيل (هفت سپند) مي دهند. علت اين كه هفت سين به راستي هفت سين است ، اشاره به هفت امشاسپند است و چون كلمه سپند با سين شروع مي شده ، روي اين اصل به علامت آن هفت مقدس جاوداني ، چيزهائي در نظر گرفته شده كه هم با حرف سين شروع شده باشند و هم مورد استفاده مثبت بشر واقع شوند.
 
 هفت در اسلام: آسمان هفت طبقه دارد . فرعون در خواب هفت گاو چاق و هفت گاو لاغر را ديد كه گفتند هفت سال خشكسالي و هفت سال فراواني مي شود. جهنم هفت طبقه دارد . گناهان اصلي هفت عدد است . پيش از اسلام در بين اعراب ، هفت بار طواف دور كعبه مرسوم بوده و در سنت اسلامي نيز چنين است . هفت نفر قاري قرآن معروف بودند ، هفت بار شستن اشياء ناپاك و قرار گرفتن هفت عضو بدن هنگام نماز بر زميننيز مذكور است . عدد هفت در قديم : مردم بابل عدد هفت را مقدس مي شمردند ، طبقات آسمان و زمين و سيارات هفت بوده است ، ايام هفته هفت روز است. هفت از نظر مذاهب: به عقيده هنديها در آئين برهما انسان هفت بار مي ميرد . عروس و داماد بايد هفت قدم به اتفاق هم بردارند. هفت قدم جلو رفته و قسم مي خورند ، در آئين زرتشت هفت فرشته مقرب وجود دارد. در تورات مذكور است كه هفت نر و ماده را با خود برگير تا نسلي بر جهان بماند. هفت در آئين مسيح : هفت معجزه ، از 33 معجزه را مسيح در انجيل ذكر كرده است ، در انجيل از هفت روح پليد صحبت شده است ، به نظر فرقه كاتوليك ، هفت نوع شادي و هفت غسل تعميد وجود دارد.
 هفت شهر عشق را عطار گشت ما هنوز اندر خم يك كوچه ايم

 هفت در تاريخ : همراهان داريوش با خود او هفت نفر بودند، در نقش رستم در بالاي آرامگاه داريوش ، هفت نقش ملاحظه مي شود . جنگهاي هفت ساله در زمان لوئي 11 واقع شد. اژدهاي هفت سر معروف است . هفت پسر گشتاسب به هفت راهزن تبديل شدند و هفت خوان رستم و اسفنديار معروف است. سفره‌اي است كه ايرانيان هنگام نوروز مي‌‌آرايند.


 آنچه كه در اين سفره قرار مي‌گيرد، بايد داراي خصوصيت زير باشد: 1.پارسي باشد؛ 2.با بند واژه‌ي «س» آغاز شود؛ 3.ريشه‌ي گياهي داشته باشد؛ 4.خوردني باشد؛ 5.اسم مركب نباشد؛ 6.براي بدن سودمند باشد؛ بنابراين هر آنچه كه داراي اين ويژگي‌ها نباشد - اگر چه با بندواژه‌‌ي «س» هم آغاز شده باشد - نمي‌توان جزء هفت‌ سين به حسابش آورد. در زبان پارسي، تنها هفت چيز هستند كه اين ويژگي‌ها را دارا هستند: 1.سير : به نام و عنوان اهورامزدا 2.سيب: به نام و عنوان سپندارمذ (اسفند) 3.سبزي: به نام فرشته‌‌ي ارديبهشت 4.سنجد : به نام فرشته‌ي خرداد 5.سركه: به نام فرشته‌ي امرداد 6.سمنو : به نام فرشته‌ي شهريور 7.سماق: به نام فرشته‌ي بهمن از عناسر سفره هفت سين در تعبيري ديگر اينگونه ياد مي شود: 1.سير: براي پاكيزگي 2.سركه: براي پاكيزگي 3.سماق: براي پاكيزگي 4.سنجد: تولد 5.سمنو: نماد خوبي و رشد گياه 6.سبزه: موجب فراواني بركت مي شود 7.سيب: نمادي از زايش هرچند كه در سفره هفت سين بايد به هرحال هفت جزء كه با آواي «سين» آغاز مي‌شوند (نمادي از «سپنتا») چيده شود، ولي براي زينت و چيدمان دلپذيرتر سفرهٔ هفت سين، تقريباً همهٔ خانواده‌هاي ايراني اجزاء ديگري هم در سفره مي‌چينند و در آرايش و رنگاميزي سفره شان نهايت خوش سليقگي را اعمال مي‌كنند. آينه و قرآم كريم نيز در كنار آن هم از اجزائي است كه تقريباً در هر سفرهٔ هفت سيني چيده مي‌شود. برخي بر اين باورند كه سكه كه نماد «دارايي» وآب كه نماد «پاكي و روشنايي» است بهتر است در كنار هم قرار گيرند و سكه را درون ظرفي از آب سر سفره مي‌گذارند.

هفت سين قرآني


 1- سلامٌ قولاً مِن رَبِّ رحيم.( يس/58) از جانب پروردگار [ي] مهربان [ به آنان] سلام گفته مي شود. اين نداي روح افزا و نشاط بخش و مملو از مهر و محبت خدا ، چنان روح انسان را در خود غرق مي كند و به او لذت ، شادي و معنويت مي بخشد ، كه با هيچ نعمتي برابر نيست ، آري شنيدن نداي محبوب ، ندايي آميخته با محبت و آكنده از لطف ، سرتا پاي بهشتيان را غرق سرور مي كند ، كه يك لحظه ي آن بر تمام دنيا و آنچه در آن است برتري دارد. از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله روايت شده : " در همان حال كه بهشتيان غرق در نعمتهاي بهشتي هستند نوري بر بالاي سرايشان آشكار مي شود ؛ نور لطف خداوند كه بر آنها پرتو افكنده است. پس ندايي بر مي خيزد كه "سلام بر شما اي بهشتيان" ، نظر لطف خداوند چنان بهشتيان را مجذوب مي كند كه از همه چيز جز او غافل مي شوند ، و همه نعمتهاي بهشتي را در آن حال به دست فراموشي مي سپارند.

2- سلامٌ علي نوح ٍ في العالمين . ( صافات /79) درود بر نوح در ميان جهانيان. چه افتخاري از اين برتر و بالاتر كه خداوند بر حضرت نوح عليه السلام ، سلام مي فرستد ، سلامي كه در ميان جهان و جهانيان باقي مي ماند و تا دامنه قيامت گسترده مي شود ، سلام خدا توأم با ثناء جميل و ذكر خير بندگانش در قرآن كريم ؛ كمتر سلامي به اين گستردگي و وسعت درباره كسي ديده مي شود ، به خصوص اينكه لفظ " العالمين" معني وسيعي دارد كه نه تنها همه انسانها ، بلكه عوالم فرشتگان و ملكوتيان را نيز در برمي گيرد.

3- سلامٌ علي اِبراهيم . ( صافات/109) درود بر ابراهيم. در آيات پيش از اين آيه ، به چگونگي بشارت دادن فرزندي بردبار و پراستقامت بر حضرت ابراهيم ، و جريان دستور ذبح اسماعيل - فرزند ايشان - و تسليم بودن هر دوي آنها بر اين امر به ميان آمده است ك پس از ياد آوري اين قضايا ، خداوند مي فرمايد: سلام بر ابراهيم [ آن بنده مخلص و پاك باد.]

4- سلامُ عـَلي موُسي و هارون . (صافات/120) " درود بر موسي و هارون." درآيات پيش از اين آيه ، خداوند ضمن آياتي ، جريانات حضرت موسي و هارون را نقل مي فرمايد: - ما اين دو برادر و قوم آنها را از اندوه بزرگ رهايي بخشيديم . ( صافات/115) - ما آنها را ياري كرديم تا آنها بر دشمنان نيرومند خود پيروز شدند . ( صافات/116) - ما به آن دو ، كتاب آشكار داديم . ( صافات/117) - ما آن دو را به راه راست هدايت نموديم . ( صافات/118) - ما ذكر و ياد خير آنها را در اقوام بعد باقي وبرقرار ساختيم . ( صافات /119) و بعد از يادآوري موارد فوق خداوند برآن دو سلام مي رساند. سلامي از ناحيه پرودگار بزرگ و مهربان. سلامي كه رمز سلامت در دين و ايمان در اعتقاد و مكتب، و در خط و مذهب است. سلامي كه بيانگر نجات و امنيت از مجازات و عذاب اين جهان و آن جهان است.

5- ؟سلامُ علي آلِ ياسين . ( صافات/130) درود بر پيروان الياس (1) خداوند مي فرمايد: ما نام نيك الياس را در ميان امتهاي بعد جاودان كرديم.( صافات /129) امتهاي ديگر ، زحمات اين انبياء بزرگ ( الياس وسلاله ي او ) را كه در پاسداري خط توحيد، و آبياري بذر ايمان منتهاي تلاش و كوشش را به عمل آوردند ، هرگز فراموش نخواهند كرد ، و تا دنيا برقرار است ياد و مكتب اين بزرگ مردان فداكار زنده و جاويدان است. تعبير به " ال ياسين" به حاي" الياس" يا به خاطر اين است كه ال ياسين لغتي در واژه " الياس" بوده و هر دو به يك معني است ، و يا اشاره به الياس و پيروان او است كه به صورت جمعي آمده است.

6- سلامٌ عـَليكُم طِبتُم فادخـُلوُها خالدين . ( زمر/73) " ... سلام برشما ، خوش آمديد ، در آن درآييد [ و] جاودانه [ بمانيد] در اين آيه ، خداوند مي فرمايد كه بهشتيان وقتي به بهشت مي رسند ، در حالي كه درهاي آن گشوده شده است ، در اين هنگام نگهبانان بهشت ، آن ملائك رحمت به آنها مي گويند : سلام بر شما ، گوارا باد اين نعمتها بر شما ، داخل بهشت شويد و جاودانه بمانيد.

7- سلامُ هيَ حتّي مَطلَعِ الفـَجر. ( قدر/5) [ آن شب] تا دم صبح ، صلح و سلام است . اين آيه ، در توصيف شب قدر است . آن شبي است كه قرآن درآن نازل شده و عبادت و احياء آن معادل هزار ماه است ، خيرات و بركات الهي در آن شب نازل مي شود و رحمت خاص الهي شامل بندگان مي گردد و فرشتگان و روح در آن شب نازل مي گردند. به اين ترتيب ايرانيان سفره هفت سيني ايراني با تدين و خلوص نيست را به استقبال سال نو مي فرستند پيشاپيش نوروزتان پيروز.



موضوعات:فرهنگ و تمدن ایرانی ,
فلسفه-هفت-سین فلسفه-هفت-سین فلسفه-هفت-سین فلسفه-هفت-سین فلسفه-هفت-سین امتیاز : 1671 دیدگاه(1)

تاریخ: پنجشنبه 05 اسفند 1389 ساعت: 16:45 بازدید: 1427 نویسنده: Mehrdad-p70

 

اسفندگان روز عشق پارسی

 

اسفندگان روز عشق پارسی

 

پنجم اسفندماه در فرهنگ ایرانی، سپندارمذ روز و هنگام جشن ملی اسفندگان یا سپندارمذگان است.سپندارمذ لقب زمین و به معنی گستراننده، مقدّس و فروتن است؛ زمینی که نماد عشق است و با فروتنی و از خود گذشتگی، آغوش خود را برای همه گسترانیده و زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد.
بدین روی، نیاکانمان در این روز با دادن نامه ی شادباش (کارت تبریک) و هدیه به بانوان و دوشیزگان،مهر و عشق خود را به ایشان ابراز می داشتند.

دوست خوبم !وقتی من و تو نمی اندیشیم، به جایمان تصمیم می گیرند ...
بیا والنتاین را به فرهنگ خودش بسپاریم؛ زیرا که شایسته ی ملت بزرگ ایران با فرهنگی غنی و ریشه دار، جشنی به بزرگی تاریخ و فرهنگ خودشان است.


........................................................

اسفندگان روز عشق پارسی

اسفندگان



موضوعات:جشن ها و مراسم های پارسی ,
ویژه-نامه-ی-اسفندگان-روز-عشق-پارسی ویژه-نامه-ی-اسفندگان-روز-عشق-پارسی ویژه-نامه-ی-اسفندگان-روز-عشق-پارسی ویژه-نامه-ی-اسفندگان-روز-عشق-پارسی ویژه-نامه-ی-اسفندگان-روز-عشق-پارسی امتیاز : 1740 ادامه مطلب| دیدگاه(0)

تاریخ: پنجشنبه 05 اسفند 1389 ساعت: 17:01 بازدید: 874 نویسنده: Mehrdad-p70

پس از تبریک مجدد روز عشق ... روز اسفندگان به همه پارسی زبانان به ویژه بانوان این مطلب را به همه بانوان پارسی زبان تقدیم می کنم.

یادتون باشه اینقدر ارزش داره و اینقدر جالب و خواندنی است که یک بار که خواندید حتما 2بار دیگر هم می خوانید!

پس ادامه مطلب را از دست ندهید .... 



موضوعات:جشن ها و مراسم های پارسی ,
زن-...-سخنی-از-معلم-شهید-دکتر-علی-شریعتی زن-...-سخنی-از-معلم-شهید-دکتر-علی-شریعتی زن-...-سخنی-از-معلم-شهید-دکتر-علی-شریعتی زن-...-سخنی-از-معلم-شهید-دکتر-علی-شریعتی زن-...-سخنی-از-معلم-شهید-دکتر-علی-شریعتی امتیاز : 1863 ادامه مطلب| دیدگاه(0)

تاریخ: چهارشنبه 04 اسفند 1389 ساعت: 16:16 بازدید: 668 نویسنده: Mehrdad-p70

 

ایرانی باشید و ایرانی بمانید...

 

 

........  

سپندارمذگان

در ايران باستان، نه چون روميان از سه قرن پس از ميلاد، كه از بيست قرن پيش از ميلاد، روزي موسوم به روز عشق بوده است!

اين روز “سپندار مذگان” يا “اسفندار مذگان” نام داشته است.

فلسفه بزرگداشتن اين روز به عنوان “روز عشق” به اين صورت بوده است كه در ايران باستان هر ماه را سي روز حساب مي كردند و علاوه بر اينكه ماه ها اسم داشتند، هريك از روزهاي ماه نيز يك نام داشتند.سپندار مذ لقب ملي زمين است. يعني گستراننده، مقدس، فروتن.

زمين نماد عشق است چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي ورزد. زشت و زيبا را به يك چشم مي نگرد و همه را چون مادري در دامان پر مهر خود امان مي دهد. به همين دليل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق مي پنداشتند.

در هر ماه، يك بار، نام روز و ماه يكي مي شده است كه در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن مي شد، جشني ترتيب مي دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمين روز هر ماه مهر نام داشت و كه در ماه مهر، “مهرگان” لقب مي گرفت. همين طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ يا اسفندار مذ نام داشت كه در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشني با همين عنوان مي گرفتند.

سپندار مذگان جشن زمين و گرامي داشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا پيدا مي كردند. در اين روز زنان به شوهران خود با محبت هديه مي دادند. مردان نيز زنان و دختران را بر تخت شاهي نشانده، به آنها هديه داده و از آنها اطاعت مي كردند.

ملت ايران از جمله ملت هايي است كه زندگي اش با جشن و شادماني پيوند فراواني داشته است، به مناسبت هاي گوناگون جشن مي گرفتند و با سرور و شادماني روزگار مي گذرانده اند. اين جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگي، خلق و خوي، فلسفه حيات و كلا جهان بيني ايرانيان باستان است.

 

 

اختلاف در زمان برگزاری

هم اکنون در برخی جاها، به جای روز سپندارمذ (پنجم) از ماه سپندارمذ (اسفند)، روز بیست و نهم بهمن را روز جشن سپندارمذگان می‌دانند. در باره پرسش بخاطر وجود دوگانگی‌ها باید گفت که جشن‌ها و فاصله‌های میان آنها در نوشته‌های کهن ایرانی دارای تعریف و اندازه‌های مشخصی است که به مانند دانه‌های یک زنجیر در پیوستگی کامل با یکدیگر هستند. تغییر جای یکی از آنها، موجب گسست همه این رشته خواهد شد.

چنانکه در منابع ایرانی آمده‌است، جشن سده پس از ۴۰ روز از شب یلدا یا چله، و پس از ۱۰۰ روز از اول آبان قرار دارد. همچنین جشن سده، پیش از ۲۵ روز از جشن اسفندگان است.

این اندازه‌ها و فاصله‌های تعریف شده در نوشته‌ها و ریشه نامه‌های کهن ایرانی، تنها با گاهشماری ایرانی با ماه‌های سی و یک روزه (مبدأ هجری خورشیدی کنونی) که بزرگترین دستاورد دانش گاهشماری در جهان است، همسان است؛ ولی با کتابچه‌ای نوساخته که در چند سال گذشته در ایران با نام سالنمای دینی زرتشتیان چاپ می‌شود، هماهنگی ندارد. چرا که در این کتابچه، فاصله ۱۰۰ روزه از اول آبان تا جشن سده به ۱۰۶ روز، فاصله ۴۰ روزه شب چله (یلدا) تا جشن سده به ۴۶ روز، و فاصله ۲۵ روزه جشن سده تا سپندارمذگان (اسفندگان) به ۱۹ روز رسیده‌است. این فاصله‌ها با هیچکدام از اسناد و منابع و تاریخ‌نامه‌های ایرانی هماهنگی ندارد.

اینها نمونه‌هایی از آشفتگی‌هایی است که منتشرکنندگان این کتابچه در ذهن نوجویان ایجاد کرده و نه تنها نظام قانونمند گاهشماری ایرانی را مخدوش کرده‌اند، بلکه اختلال‌هایی نیز در تقویم سنتی یزدگردی زرتشتی که در میان بسیاری از زرتشتیان ایران و عموم زرتشتیان هند و جهان رواج دارد، به وجود آورده‌اند.

قدمت بیست ساله این تقویم، دستکاری‌های فراوان در گاهشماری ایرانی و زرتشتی، نبود هیچگونه سامانه کبیسه‌گیری و تعریف مشخص از طول سال، مبدأ سالشماری ساختگی و نیز اختلاف‌های فراوان با دیگر زرتشتیان جهان باعث شده که زرتشتیان نیز چنین دستکاری‌هایی در قواعد سنتی و دینی را نادرست شمارند.

از این رو، زمان درست شب یلدا برابر با شامگاه ۳۰ آذر، جشن سده در ۱۰ بهمن و جشن سپندارمذگان (اسفندگان) در ۵ اسفند است.

papedia.blogveb.com



موضوعات:جشن ها و مراسم های پارسی ,
روز-عشق... روز-عشق... روز-عشق... روز-عشق... روز-عشق... امتیاز : 1818 دیدگاه(0)

تاریخ: یکشنبه 24 بهمن 1389 ساعت: 20:32 بازدید: 676 نویسنده: Mehrdad-p70

سلام بر همه پارسی زبانان ..........

اصلا فکر نکنید می خوام بهتون تبریک بگم!!!

در حالی که تو خیلی از وبلاگ ها حرف از ولنتاین و ... است و ظاهرا خیلی هم براشون مهمه!(خوب شاید جذب بازدید کننده را مهم تر از فرهنگ وطنشون میدونن!)

راستش دوباره مرغ همسایه غاز شده!

ولی خوب اینجا این خبرها نیست!

اومدم بگم 5اسفند حتما یه سر به ما بزنید تا بگم چی به چیه؟!

حالا نکته خیلی درد آور اینکه بعضی از دوستان هم که در مورد اسفندگان می نویسند به اشتباه تاریخ این جشن را 29بهمن اعلام می کنند! خیلی زشته...

به هر حال اگه می خواهید دلایل قانع کننده در مورد تاریخ برگزاری جشن را بخوانید 5اسفند یادتون نره ...

یا حق



موضوعات:جشن ها و مراسم های پارسی ,
تبریک-........-نه! تبریک-........-نه! تبریک-........-نه! تبریک-........-نه! تبریک-........-نه! امتیاز : 1954 دیدگاه(1)

تاریخ: سه شنبه 14 دی 1389 ساعت: 16:48 بازدید: 286 نویسنده: Mehrdad-p70

سلام دوستان

آقا ما هی می گیم برادران مسلمان و برادری و ..............

خدایی چیزی هم کم نگذاشتیم اما ..........................

حالا منظورم از این حرف ها چیه؟ ؟  ؟

اول خبر زیر را بخونید .... بعدم ادامه مطلب را ....

 

خبرگزاری پارس فوتبال :

11:59:00 pm - 1389/ 10/ 13 : در تاريخ

گفت و گوي عجيب هادي عقيلي : عراقي ها با نشان دادن انگشت شصت خواهان نابودي ايران شدند!/ آنها برادرهاي ما نيستند.

چرا عجیب به هر حال ما ایرانی ها غیرت داریم ....



موضوعات:سایر مطالب پارسی ,
توهین-به-ایران-و-ایرانی-توسط-عراقی-ها-...-قسمت-چندم توهین-به-ایران-و-ایرانی-توسط-عراقی-ها-...-قسمت-چندم توهین-به-ایران-و-ایرانی-توسط-عراقی-ها-...-قسمت-چندم توهین-به-ایران-و-ایرانی-توسط-عراقی-ها-...-قسمت-چندم توهین-به-ایران-و-ایرانی-توسط-عراقی-ها-...-قسمت-چندم امتیاز : 1002 ادامه مطلب| دیدگاه(0)

تاریخ: سه شنبه 02 آذر 1389 ساعت: 23:23 بازدید: 282 نویسنده: Mehrdad-p70

 

 

داستان گوانگ ژو را که در زیر آمده دنبال کنید تا خودتان هم به نتبجه ی ... برسید.

 

در ابتدا سری به افتتاحیه بازی ها می زنیم، افتتاحیه ای سرشار از شادی برای عرب ها!

 

اوج بی کفایتی‏ها در افتتاحیه بازیهای آسیایی گوانگ ژو

 

در اوج مراسم افتتاحیه بازی‌های آسیایی گوانگ ژو 2010، توسط چین میزبان این رقابت‏ها، نام خلیج فارس با عنوان مجهول "دول عربی" نشان داده شد تا ایران از بزرگترین متحدش در بزرگترین رویداد ورزشی قاره کهن ضربه بخورد و اعتراض مسئولان ایرانی، تنها به ترک مراسم برای دقایقی و بازگشت مجدد به صندلی‏ هایشان در VIP (!) خلاصه شود و زمینه شادی اعراب ضدایرانی با چنین اتفاق تلخی برای ملت ایران فراهم شود.

 

به گزارش سرویس ورزشی آینده، در مراسم افتتاحیه بازی های آسیایی گوانگ ژو، در اقدامی عجیب توسط چین میزبان مسابقات و طراح مراسم افتتاحیه، نام خلیج فارس با نام مجهول خلیج "ع ر ب ی" نشان داده شد و شیوخ عرب حاضر در افتتاحیه، گل از گلشان شکفت و به این باور رسیدند که می‏توان به گونه ‏ای عمل کرد که متحد ایران و اصلی ترین وارد کننده کالا به مملکت‏مان که  عامل آسیب رسیدن به بسیاری از صنایع ایران شده، حتی به حفظ حداقل منافع کشورمان و حفظ یک نام نیز پایبند نباشد.

تازه اولشه امیدوارم ادامه مطلب را هم بخوانید.Surprised



موضوعات:جالب و خواندنی ,
چشم-بادامی-ها-سر-ایران-و-ایرانی-را-به-راحتی-بریدند- چشم-بادامی-ها-سر-ایران-و-ایرانی-را-به-راحتی-بریدند- چشم-بادامی-ها-سر-ایران-و-ایرانی-را-به-راحتی-بریدند- چشم-بادامی-ها-سر-ایران-و-ایرانی-را-به-راحتی-بریدند- چشم-بادامی-ها-سر-ایران-و-ایرانی-را-به-راحتی-بریدند- امتیاز : 836 ادامه مطلب| دیدگاه(0)

تاریخ: دوشنبه 10 آبان 1389 ساعت: 09:22 بازدید: 366 نویسنده: Mehrdad-p70

 

 

به نام خدایی که کوروش را برای نجات بشریت و ایجاد صلح فرستاد ..

 

" پارسیان در زمان شاهنشاهی کوروش اندازه ی میان بردگی و آزادگی را نگاه می داشتند. از اینرو نخست خود آزاد شدند و سپس سرور بسیاری از ملت های جهان شدند. در زمان او (کوروش بزرگ) فرمانروایان به زیردستان خود آزادی می دادند و آن ها را به رعایت قوانین انسان دوستانه و برابری ها راهنمایی می کردند... "

« افلاطون »

 

شاید از خود بپرسید چرا در این وبلاگ که دم از وطن پرستی و کوروش بزرگ و... زده می شود حتی یک تبریک خشک و خالی هم به مناسبت روز جهانی کوروش بزرگ ! گفته نشد ....

دلیلش به خاطر اینکه چنین روزی وجود نداره ( ای کاش که روز جانی کوروش بزرگ هم وجود داشت) ادامه مطلب را حتما بخوانید.

 

 



موضوعات:فرهنگ و تمدن ایرانی ,
خیال‌پردازی-و-داستان‌سرایی-درباره-کورش-بزرگ-و-روز-جهانی-کوروش خیال‌پردازی-و-داستان‌سرایی-درباره-کورش-بزرگ-و-روز-جهانی-کوروش خیال‌پردازی-و-داستان‌سرایی-درباره-کورش-بزرگ-و-روز-جهانی-کوروش خیال‌پردازی-و-داستان‌سرایی-درباره-کورش-بزرگ-و-روز-جهانی-کوروش خیال‌پردازی-و-داستان‌سرایی-درباره-کورش-بزرگ-و-روز-جهانی-کوروش امتیاز : 1241 ادامه مطلب| دیدگاه(1)

تاریخ: شنبه 17 مهر 1389 ساعت: 15:12 بازدید: 397 نویسنده: Mehrdad-p70

"اگر فیلم مختار نامه را دیشب(قسمت دوم) را دیده باشید کیان سردار ایرانی به خواستگاری جاریه خواهر مختار رفت و او با کمال بی شرمی خود و اصل و نسبش را برتر از ایرانی ها دانسته و پاسخ داد "عرب را چه وسلتی است با عجم" ...............................
همان کلمه عجم نهایت توهین است (اصل معنای عجم به معنی زبان نفهم است) دیگر باقی جمله که .....................................
با تمام احترامی که نسبت به اعراب دارم و هیچ گاه خواستار جنگ و جدال با آنان نبوده و نیستم می خواهم مواردی از فرهنگ اعراب ذکر کنم تا شاید درک کنید چرا اینقدر از شنیدن حرف های جاریه در این فیلم و بی احترامی های انجام شده به کیان ناراحت و خشمگین شدم و در ضمن کمی اطلاعات کسانی را که نمی دانند بالا ببرم که شاید خدای نکرده فکر نکنند آن زمان و یا شاید اکنون خبری بوده و اعراب نسبت به ما برتری داشته اند که کسی مثل جاریه و امثال آن اینگونه جرات سخن رانی پیدا کرده اند.
همگی از تاریخ با شکوه ایران و فرهنگ و تمدن عظیم آن در قبل از اسلام چیز هایی شنیده و می دانید؛ کوروش و داریوش بزرگ را می شناسید؛ می دانید که ایرانیان هیچ گاه در طول تاریخ7 هزار ساله خود بت پرست نبوده اند؛ می دانید که چه احترامی به زنان می گذاشته اند؛ می دانید که چه دانشمندان بزرگی داشته و...
 اما نگاهی بیاندازید به تاریخ عرب به ویژه در مورد نظام خانواده و ازدواج (که مورد بحث ما هم هست و آن هم به دلیلی که گفتم ...

اگر ایرانی هستید حتما ادامه مطلب را بخوانید و علاوه بر کسب اطلاعات جالب!! زنان بزرگ ایران باستان را هم بشناسید ... "

 



موضوعات:فرهنگ و تمدن ایرانی ,
مقایسه-فرهنگ-ایرانی-و-جزیرة-العرب-به-ویژه-در-مورد-زنان-(-پاسخی-به-بی-احترامی-در-داستان-تاریخی-مختارنامه) مقایسه-فرهنگ-ایرانی-و-جزیرة-العرب-به-ویژه-در-مورد-زنان-(-پاسخی-به-بی-احترامی-در-داستان-تاریخی-مختارنامه) مقایسه-فرهنگ-ایرانی-و-جزیرة-العرب-به-ویژه-در-مورد-زنان-(-پاسخی-به-بی-احترامی-در-داستان-تاریخی-مختارنامه) مقایسه-فرهنگ-ایرانی-و-جزیرة-العرب-به-ویژه-در-مورد-زنان-(-پاسخی-به-بی-احترامی-در-داستان-تاریخی-مختارنامه) مقایسه-فرهنگ-ایرانی-و-جزیرة-العرب-به-ویژه-در-مورد-زنان-(-پاسخی-به-بی-احترامی-در-داستان-تاریخی-مختارنامه) امتیاز : 942 ادامه مطلب| دیدگاه(0)

صفحات مطالب

1|2|
نظرسنجی
به نظر شما زشت نیست که بین ولنتاین و اسفندگان تفاوتی قائل نیستیم و فرهنگ آریایی خودمون را زیر پا گذاشته و فرهنگ غرب را می پرستیم؟






نتايج|| آرشیو نظرسنجی